عضویت     ورود  جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم . فردریش نیچه دوشنبه، 30 ارديبهشت ماه ، 1398

کانال تلگرام


تبلیغات متنی


منوی سایت


جست و جو در بانك مقالات




مقالات جدید
تعداد شاخه ها: 30 عدد
تعداد مقالات: 758 عدد 1: آزمايشگاه الكترونيك - استاد محرري 
[دفعات مشاهده : 5390 بار]
 2: جزوه درس مخابرات 1 - دانشگاه فردوسي مشهد 
[دفعات مشاهده : 5449 بار]
 3: كتاب مهندسي تاسيسات / دكتر كلهر 
[دفعات مشاهده : 5316 بار]
 4: مجموع اعوجاج هارمونیک T.H.D 
[دفعات مشاهده : 5295 بار]
 5: كتاب "روش طراحي و تحليل مدارهاي الكترونيك" 
[دفعات مشاهده : 11846 بار]
 6: ادوات نوري 
[دفعات مشاهده : 5269 بار]
 7: كتاب اصول تلويزيون رنگي 
[دفعات مشاهده : 6936 بار]
 8: پروژه دزد گیر با سنسور تشخیص حرکت pir با قفل رمز الکترونیکی 
[دفعات مشاهده : 6491 بار]
 9: جزوه اندازه گیری الکتریکی 
[دفعات مشاهده : 5704 بار]
 10: سوالات کنکور کارشناسی ارشد 90 / گروه مهندسی برق 
[دفعات مشاهده : 7590 بار]
 11: آرشيو پروژه هاي 8051 
[دفعات مشاهده : 6402 بار]
 12: آرشيو پروژه هاي AVR‌ (ـ‌ 126 پروژه ) 
[دفعات مشاهده : 14221 بار]
 13: آموزش برنامه نويسي و كار با ماژول Sim300CZ با ميكروكنترلر AVR 
[دفعات مشاهده : 10368 بار]
 14: سوالات كنكور كارشناسي ناپيوسته 89 - گروه برق 
[دفعات مشاهده : 7801 بار]
 15: ارتباط میکروهای PIC با کمک پروتکل سریال I2C و نکات تکمیلی ماژول MSSP 
[دفعات مشاهده : 5910 بار]
 16: ساعت تقویم با کمک میکروکنترلر PIC و DS1307 
[دفعات مشاهده : 6507 بار]
 17: تایمرهای چند زمانه ( ساعت مرکزی ) با میکرو PIC 
[دفعات مشاهده : 5855 بار]
 18: ساعت تقویم شمسی مجهز به آلارم روزانه و هفتگی 
[دفعات مشاهده : 6819 بار]
 19: صفحه کلید وقفه ای با میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 5592 بار]
 20: کرنومتر دیجیتال با میکروکنترلر PIC با قابلیت ثبت 3 زمان 
[دفعات مشاهده : 5709 بار]
 21: طراحی و ساخت مدارات انتقال دیتا به وسیله ماژول های HMTR + پروژه چت متنی بیسیم 
[دفعات مشاهده : 8747 بار]
 22: سنسورهای حرارت 
[دفعات مشاهده : 7842 بار]
 23: کنترل وسایل برقی از طریق خط تلفن با میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 7867 بار]
 24: ارتباط سریال UART بین دو میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 6151 بار]
 25: گزارش کار آموزی : ماشین های ابزار کنترل عددی CNC 
[دفعات مشاهده : 6427 بار]
 26: کنترل وسایل به کمک ماژول HM-TR و میکرو AVR 
[دفعات مشاهده : 8957 بار]
 27: طراحی و ساخت کنترل از راه دور 1 کانال با کمک ماژول های ASK و آی سی های سری PT 
[دفعات مشاهده : 7414 بار]
 28: مجموعه رفرنس های آموزشی میکروکنترلرهای سری dsPIC 
[دفعات مشاهده : 6901 بار]
 29: مجموعه پروژه های میکروکنترلر AVR با کامپایلر بسکام 
[دفعات مشاهده : 12051 بار]
 30: طراحی و ساخت مدارات انتقال دیتا به وسیله ماژول های HM-T و HM-R با میکرو AVR 
[دفعات مشاهده : 9873 بار]


آخرين مطالب ارسال شده
· روش طراحي و تحليل مدارهاي الكترونيك[ 1 نظر شما چيه؟ - 39515 مشاهده ]
· اصول تلويزيون رنگي[ 0 نظر شما چيه؟ - 18089 مشاهده ]
· نرم افزار DigSilent[ 2 نظر شما چيه؟ - 21371 مشاهده ]
· AVR Tech Lib 2011[ 1 نظر شما چيه؟ - 24863 مشاهده ]
· مجموعه كنفرانس هاي سالينه ميكروچيپ / سال 2009 /[ 2 نظر شما چيه؟ - 22598 مشاهده ]
· آموزش كار با ماژول SIM300CZ با ميكرو AVR[ 4 نظر شما چيه؟ - 24948 مشاهده ]
· مجموعه فيلم هاي آموزشي نرم افزار Altium Designer[ 0 نظر شما چيه؟ - 38906 مشاهده ]
·  سوالات كنكور كارشناسي ناپيوسته 89 - گروه برق[ 0 نظر شما چيه؟ - 19911 مشاهده ]
· لينك دانلود مجله October 2010 / SERVO[ 0 نظر شما چيه؟ - 17005 مشاهده ]
· Catalog CA 01 (10/2009) / International version[ 0 نظر شما چيه؟ - 21297 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]


زبان
انتخاب زبان نمایش :



مطالب جديد
· 1: طراحي و بهينه سازي ترانسفورماتور كمپكت به كمك الگوريتم ژنتيك
· 2: برنامه ريزي توسعه شبكه انتقال با لحاظ كردن عدم قطعيت
· 3: كاربرد مدل اتفاقي قطعه اي نرم در بازشناسي كلمات گسسته و متصل
· 4: نقش RFID درعملکرد بنادر تجاري کشور
· 5: Commutation Failure in Single- and Multi-infeed HVDC Systems
· 6: Security Analysis of Hardened Retina Based Fuzzy Vault
· 7: DSP-Based Integral Variable Structure Model Following Control for Brushless DC Motor Drivers
· 8: Practical API Design
· 9: آموزش ترفند های فتوشاپ (سری سوم)
· 10: A Tactile Seat for Direction Coding in Car Driving: Field Evaluation
· 11: ساخت مقره سوزني بتن پليمري و مطالعه خواص الكتريكي و مكانيكي آن
· 12: پديده آشوب (Chaos) و تاثير آن در سيستمهای Aviation
· 13: Power Management and Power Flow Control With Back-to-Back Converters in a Utility Connected
· 14: Optimal Multi-Channel Cooperative Sensing in Cognitive Radio Networks
· 15: Development of Extrusion Molded Nd-Fe-B Magnets
· 16: طرح روش های نوین برای تسریع در وصول مطالبات
· 17: THE INTEGRATED AIR FORCE MISSILE TEST CENTER DATA PROCESSING FACILITY
· 18: مکاترونیک و رباتیک
· 19: يك فيلتر وفقي تركيبي، از فيلترهاي وفقي براي شناسايي سيستم
· 20: Friction,Wear,And Noise Of Slip Ring AndBrush Contacts For Synchronous Satelliite Use

[ آخرين مقالات ]


ارسال مقاله به سايت

 



...::: Ir-Micro.Com :::... :: View topic - بررسی حقيقت یک مساله !


بررسی حقيقت یک مساله !
Goto page Previous  1, 2, 3  Next
 
Post new topic   Reply to topic    ...::: Ir-Micro.Com :::... Forum Index -> گفتگوی آزاد Printable Version
View previous topic :: View next topic  
Author Message
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 20 اسفند ماه ، 1386 10:14:17 Reply with quote Scroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام بر دوستان عزيزم

Quote:
چه خبرا kavir خان ؟ خوبيد كه ؟ خانواده خوبن ؟ كوچه ها ! محله ها ! سلام به همه برسونيد پيشاپيش از ما تبريك عيد رو پذيرا باشيد !! آرزوي خوشبختي دارم واست !


سلامتي، خيلي ممنون همه خوبند و سلام دارند خدمتتون. راستش زياد اهل محله گردي و كوچه گردي نيستم از موقعي كه اومدم مرخصي چند بار از خونه زدم بيرون، اون هم براي خريد چند قطعه الكترونيكي بوده. آخه قضيه مرخصي من، اون هم با اين مدت طولاني داستان داره. ارتش به اين راحتي مرخصي نميده كه crybaby در واقع يه مهلتي بهم داده كه روي يه پروژه محرمانه كار كنم. البته من هم تو اين مدت به يه جاهايي رسيدم و ان شا ا... تا موعد مقرر تموم شه و گرنه به تعداد روزايي كه مرخصي بودم آخر سر بايد اضاف وايستم.
من هم عيد نوروز رو پيشاپيش به شما و خانواده محترمتون و به همه اعضاي سايت تبريك مي گم و آرزوي سالي توام با سلامتي و شادكامي براي همه دارم.

Quote:
پس با اين حساب جناب ابن تيميه آيه ي مباركه وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (احزاب 33)
و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زکات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت کنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.
رو تحريم فرمودن (!) فكر مي كنيد اين آيه چي ميگه ؟ اين آيه مي فرمايند اهل بيت پيامبر را عصمت داديم تا از هرگونه نقص و عيبي به دور باشند و اگر اين آيه را كنار تفسيري كه شما آورده ايد بزاريم آنگاه مبرهن است كه خليفه علاوه بر موارد فوق بايد همانند رسول بزرگوار اسلام معصوم باشد تا مردم نيز مرتكب اشتباه يا گناهي از جانب خليفه تعيين شده از جانب خدا و رسولش نشوند ( اگر جالب تر به تفسير ايشون نيگاه مي نداختيد خودشون فرمودن كه :امام كسي است كه به او اقتدا شود و از او اخذ علم دين گردد وانحصاري هم نيست " در حالي كه خود جناب عمر بارها دست به دامن علم و عصمت علي عليه السلام مي شد و از ايشون اخذ علم دين مي نمود! مي توانيد به كنب اهل شيعه و سنت مراجعه كنيد) و اگر علاوه بر موارد ذكر شده آيه ي وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا به معني :
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانى خدا و رسولش را کند، به گمراهى آشکارى گرفتار شده است!
را اضافه كنيم بنابراين افرادي كه بعد از فوت پيامبر جلسه اي را برپاكرده و ابوبكر و عمر و عثمان را برسركار به عنوان خليفه مومنين (!) منصوب كردند و مرتكب بس گناه بزرگي گشتند زيرا با توجه به آيه از جانب خدا و رسولش منصوب نشدند
و اما يه سوال ديگه فكر مي كنيد در آيه اي كه در بالا بهش اشاره كردم جمله وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى به چه موضوعي اشاره داره ؟ (با اين سوال مي خوام شما رو ارزيابي كنم kavir جان!)


brainbaran عزيز آيه اي كه مطرح كردي در واقع همون آيه هست كه تشيع اون رو آيه تطهير ناميده و به عنوان قوي ترين دليل براي عصمت امامان مي شناسد. من سعي كردم به همون شيوه اي كه خودت دوست داري يعني با آيات قرآن با هم گفتمان كنيم
مطالبي كه در زير آورده شده بر گرفته از كتاب آيهء تطهير ارتباط آن با عصمت ائمه نوشته دکتر عبدالهادي حسيني مي باشد.

﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33).
«و در خانه ‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد».

نخست اينکه براي اثبات دلالت آيه بر عصمت بايد دليل لغوي داشت يعني بايد از نظر لغت آية مذکور بر مفهوم عصمت دلالت کند، و حال آنکه چنين نيست پس اين تفسير از نظر لغت مردود و بي ‌اساس است.

الف -رجس «پليدي» در زبان قرآن هيچ ارتباطي با اشتباه و گناه ندارد

در هيچ جاي قرآن کلمة «رجس» بر خطاي اجتهادي و اشتباه اطلاق نشده است بلکه رجس به معناي پليدي و تعفن و امثال آن مي‌باشد.
راغب اصفهاني در «مفردات ألفاظ القرآن» راجع به کلمة رجس مي‌ گويد:
الرجس: يعني چيز پليد، چنان که گفته مي‌شود: رجل رجس؛ يعني مرد پليد. مردي پليد و رجال ارجاس؛ يعني مردهاي پليد و خداوند مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾. (المائده: 90).
«اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعى بخت‏آزمايى)، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد!».
« [اعمال مذکور] پليدي است و جزو کار شيطان است». و رجس از ديدگاه شريعت يعني قمار و شراب ... و قرآن کافران را پليد مي‌داند، چون شرک زشت‌ترين گناه است؛ خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ﴾. (التوبه: 125).
«و اما آنها كه در دلهايشان بيمارى است، پليدى بر پليديشان افزوده; و از دنيا رفتند در حالى كه كافر بودند». و در جاي ديگري مي ‌فرمايد: ﴿وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ﴾. (يونس: 100).
«(خداوند) و پليدى (كفر و گناه) را بر كسانى قرارمى‏دهد كه نمى‏انديشند». در مورد تفسير رجس در اين آيه گفته شده: الرجس: پليد وناپاک، و گفته شده: عذاب، چنان که خداوند مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾. (التوبة: 28 )
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! مشركان ناپاكند». و در جاي ديگري مي ‌فرمايد: ﴿أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ﴾. (الأنعام: 145).
«يا گوشت خوك ـ كه اينها همه پليدند ـ».
از اين‌رو فقها در پليد بودن شراب با هم اختلافي ندارند بلکه در اين اختلاف دارند که پليدي آن حسي است يا معنوي؟ چون در آيه پليد قرار داده شده است و خداوند بتها و قمار و تيرهايي که با آن فال مي‌زدند را با کلمة «الرجس» توصيف کرده است؛ از اين‌رو فقها فهميده ‌اند که شراب، پليد و متعفن است و کساني که معتقد به نجاست معنوي آن هستند مي‌گويند: پليدي شراب مانند اين است که خداوند دربارهء مشرکان مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾. (التوبة: 28 ).
«اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! مشركان ناپاكند». و اشتباه اجتهادي را نمي‌توان پليدي يا نجاست و يا تعفن خواند بنابراين اشتباه اجتهادي پليدي نيست. پس هر کس که بگويد آية مذکور به منزه بودن اهل بيت و معصوم بودنشان از اشتباه و گناه تصريح کرده سخنش بر خلاف زبان عربي است. بنابراين آية مذکور نمي ‌تواند دليلي بر عصمت باشد و بلکه به طور کلي قابل استدلال نيست، چون عصمت را نمي ‌توان به چند بخش تقسيم کرد. بنابراين وقتي کسي که او را معصوم قرار مي‌دهند از اشتباه معصوم نباشد، از گناه هم معصوم نخواهد بود زيرا اين دو لازم و ملزوم هستند.

ب-«تطهير» (پاک کردن) و «اذهاب الرجس» (زدودن پليديها) به معناي معصوم بودن از گناه نيست
دليل روشن اين امر، آن است که اين کلمات براي غير از اهل بيت هم به کار گرفته شده‌اند؛ چنان که خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾. (التوبه: 102 ـ103).
«و گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كردند; و كار خوب و بد را به هم آميختند; اميد مى‏رود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد; به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است!. از اموال آنها صدقه‏اى (بعنوان زكات) بگير، تا بوسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى! و (به هنگام گرفتن زكات،) به آنها دعا كن; كه دعاى تو، مايه آرامش آنهاست; و خداوند شنوا و داناست!». افرادي که آيه در مورد آنها آمد گروهي هستند که مرتکب گناه شده ‌اند، پس اگر «تطهير» به معني عصمت مي‌ بود به اين گناهکاراني که به گناه خود اعتراف کردند و بعضي کار شايسته و بعضي کار ناشايست انجام داده‌اند اطلاق نمي ‌شد.
و علاوه بر «تطهير» را پاک کردن، به تزکية آنها هم اشاره کرده است و تزکيه مهم ‌تر از تطهير است. اين گناهکاران را به تزکيه توصيف نموده با وجود اين آنها معصوم نبوده ‌اند و کساني که به عقيدة شيعيان امامان معصوم هستند در مورد آنها کلمه تزکيه را به کار نبرده است و فقط به کلمة «تطهير» اکتفاء کرده در حالي که از نظر معني کلمة تطهير مفهوم کمتري از تزکيه دارد، پس چگونه ائمه با کلمة تطهير که از کلمه تزکيه در حد پايين‌ تري قرار دارد معصوم قرار داده مي‌شوند؟! خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ﴾. (النمل: 56).
«آنها پاسخى جز اين نداشتند كه (به يكديگر) گفتند: «خاندان لوط را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، كه اينها افرادى پاكدامن هستند!».
اما دختران لوط -عليه السلام- با اينکه از خانواده‌اي بودند که به «تطهير» توصيف شده‌اند، اما با اين وجود معصوم نبودند. پس تطهير خانوادة محمد –صلى الله عليه وسلم- همانند تطهير خانوادة لوط -عليه السلام- است.
خداوند عزوجل در مورد نمازگزاران مسجد قبا که صحابه أطهار بودند فرمود: ﴿فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ﴾. (التوبة: 108).
«در آن، مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكيزه باشند; و خداوند پاكيزگان را دوست دارد!». اما اينها به اتفاق همه از گناه معصوم نبوده ‌اند.
بعد از آنکه از همبستري با زنان در حال حيض نهي کرد، فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴾. (البقرة: 222).
«خداوند، توبه‏ كنندگان را دوست دارد، و پاكان را (نيز) دوست دارد».
و در مورد اهل بدر که(313) نفر بودند مي‌فرمايد: ﴿وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ﴾. (الأنفال: 11).
«و آبى از آسمان برايتان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند; و پليدى شيطان را از شما دور سازد; و دلهايتان را محكم، و گامها را با آن استوار دارد!». کلمة «رجز» و «رجس» به هم نزديک هستند و «يطهرکم» در هر دو آيه يک معني دارد. با وجود اين اهل بدر از گناه معصوم نبوده‌اند.
و خداوند خطاب به همهء مسلمانان مي‌فرمايد: ﴿مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾. (المائدة: 6)
«خداوند نمى‏خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند; بلكه مى‏خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد; شايد شكر او را بجا آوريد!». و دربارهء منافقان و يهوديان مي‌گويد: ﴿أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ﴾. (المائده: 41).
«آنها كسانى هستند كه خدا نخواسته دلهايشان را (از پليدي کفر و جهل) پاك كند». و معني آيه اين نيست که آنها کساني هستند که خداوند نخواسته آنها را از گناهان معصوم بدارد.
پس کلمة «تطهير، را نمي‌توان به عصمت تفسير کرد، چون اگر به معني عصمت باشد مفهوم مخالف آن چنين مي‌شود که مؤمنان از گناه معصوم هستند و هيچ کس چنين نگفته است. بنابراين، آيه‌ اي که شيعيان براي اثبات عصمت ائمه بدان استدلال نموده‌اند، هيچ گونه دلالتي بر عصمت ندارد.

ج-کلمة «اهل» در لغت

اهل در لغت به معني همسر مرد و کساني که با او در يک خانه زندگي مي‌کنند، مي‌باشد. و خويشاوندان را نمي‌ توان اهل گفت مگر به صورت مجازي، به دليل اينکه «اهل» به طور کلي به همراهاني گفته مي ‌شود که همواره با او هستند، همان طور که خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ﴾. (ص: 64).
«اين يك واقعيت است گفتگوهاى خصمانه دوزخيان است!». و اهل آتش دوزخ کساني هستند که در آتش دوزخ قرار دارند؛ چنان که خداوند مي‌فرمايد: ﴿لاَ يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ﴾. (الحشر: 20).
«هرگز دوزخيان و بهشتيان يكسان نيستند».
و «اهل الکتاب» و «اهل الذکر» يعني حاملان و ياران کتاب و «اهل المدينه» و «اهل القري» يعني ساکنان شهر و کساني که همواره با مدينه هستند و در آنجا زندگي مي‌نماييد، همان گونه که خداوند متعال مي ‌فرمايد: ﴿وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ﴾. (الحجر: 67).
«(از سوى ديگر،) اهل شهر لوط (از ورود ميهمانان با خبر شدند، و بطرف خانه لوط) آمدند در حالى كه شادمان بودند».
و در جاي ديگر مي‌فرمايد: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ﴾. (الأعراف: 96).
«و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مى ‏آوردند و تقوا پيشه مى‏ كردند».
و همچنين «اهل البلد» به معناي اهل شهر است؛ چنان که خداوند مي‌فرمايد: ﴿رَبِّ اجْعَلْ هَـَذَا بَلَداً آمِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ﴾. (البقرة: 126).
«پروردگارا! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده! و اهل آن را ـ آنها كه به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده‏اند ـ از ثمرات (گوناگون)، روزى ده!». همچنين هر کلمه‌اي که به «اهل» نسبت داده شود، مانند آيات زير: ﴿فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ﴾. (طه: 40).
«پس از آن، ساليانى در ميان مردم «مدين; ماندگار شدى».
﴿يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لاَ مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا﴾. (الأحزاب: 13).
«اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست; به خانه‏هاى خود بازگرديد!».
﴿وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ﴾. (البقرة: 217).
«ولى جلوگيرى از راه خدا (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام، و اخراج ساكنان آن».
﴿حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا﴾. (الكهف: 71).
«آن دو به راه افتادند; تا آن كه سوار كشتى شدند، (خضر) كشتى را سوراخ كرد. (موسى) گفت: آن را سوراخ كردى كه اهلش را غرق كنى؟! راستى كه چه كار بدى انجام دادى!».
اهل کشتي يعني کساني که سوار بر کشتي هستند و کشتي آنها را در خود جاي داده است.

اهل هر خانه اي ساکنان آن خانه هستند که خانه آنها را در خود جاي داده است؛ همان‌گونه که خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا﴾. (النور: 27).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! در خانه‏ هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد».
خواهر موسي -عليه السلام- به فرعون گفت: ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ﴾. (القصص: 12).
«آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!».
اهل و خانواده مرد: راغب اصفهاني مي‌گويد: اهل مرد يعني کساني که با او در يک خانه زندگي مي‌نمايند، سپس اين کلمه را تعميم داده ‌اند و به خويشاوندان هم اهل بيت گفته ‌اند. پس اهل و اهل بيت مشخص يعني کساني که با او در يک خانه زندگي مي‌ کنند. در نصوص قرآني اهل به همين معني آمده است؛ چنان که خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ﴾. (هود: 40).
«(به نوح) گفتيم: «از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن) ـ مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر و يكى از فرزندانت) ـ و همچنين مؤمنان را!» اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند!».
و برادران يوسف -عليه السلام- گفتند : ﴿وَنَمِيرُ أَهْلَنَا﴾. (يوسف: 65).
«و ما براى خانواده خويش مواد غذايى مى‏آوريم».
﴿مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ﴾. (يوسف: 88 ).
«اى عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته».
تنگدستي و زيان، ما و خانواده‌مان را فرا گرفته است، و يوسف ؛ گفت: ﴿وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ﴾. (يوسف: 93).
«و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد!». اهل و خانوادة آنها، پدر يوسف -عليه السلام- و همسرِ پدرش و برادرانش بودند همانگونه که خداوند مي ‌فرمايد: ﴿فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ * وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّداً وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّاً﴾. (يوسف: 99 ـ100).
«و هنگامى كه بر يوسف ؛ وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، كه ان شاء الله در امن و امان خواهيد بود!». و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند; و همگى به تعظيم و اكرام براى آن دو به سجده (تعظيم نه عبادت) افتادند (چون سجده كردن براى تعظيم در شريعت يوسف -عليه السلام- جايز بود); و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلا ديدم».
در همة اين شواهد قرآني مي ‌بيني که کلمة «اهل» فقط بر کساني اطلاق مي ‌شود. که در يک خانه زندگي مي ‌کنند. به هيچ عنوان خويشاوندان اهل به شمار نمي‌آيند.


ادامه دارد



Last edited by kavire82 on دوشنبه، 20 اسفند ماه ، 1386 11:13:19; edited 2 times in total
Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 20 اسفند ماه ، 1386 10:29:35 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

ادامه


زن از جملة اهل بيت و بلکه اولين عضو خانه است.

بنابراين، به دليل. 1 ـ لغت، 2 ـ شريعت، 3 ـ عرف، 4 ـ عقل، اهل مرد همسرش مي‌باشد و بعد از اين دلائل ديگر دليلى و جود ندارد.


الف:دليل لغت

راغب اصفهاني مي‌گويد: وقتي مي‌گويند: «اهل الرجل» يعني زنش ... و «تأهل» يعني ازدواج کرد. و از همين جاست آنچه مي‌گويند که: أهلک الله في الجنه: يعني خداوند در بهشت به تو زني بدهد و در آن برايت اهل و خانواده ‌اي قرار دهد که گرد هم آييد. و در مختار الصحاح رازي مي‌گويد: (اهل الرجل) يعني مرد ازدواج کرد و وارد خانه‌اش شد و در آن نشست و جاي گرفت؟ پس اين هم دليل لغوى!

ب:دليل شرعي

در اين آيات تأمل کنيد: ﴿فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ﴾. (القصص: 29).
«هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده ‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد».
در آن وقت کسي جز همسرش همراه او نبود، پس اهل يعني زن.
﴿قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَـذَا بَعْلِي شَيْخاً﴾. (هود: 72).
«ساره گفت: «اى واى بر من! آيا من فرزند مى‏آورم در حالى كه پيرزنم، و اين شوهرم پيرمردى است؟». فرشتگان در پاسخ او چه گفتند و او را به چه توصيف کردند؟ ﴿قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيد﴾. (هود: 73).
«فرشتگان گفتند: «آيا از فرمان خدا تعجب مي‌کني؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است; چرا كه او ستوده و والا است!».
اگر ساره زن ابراهيم -عليه السلام- از اهل بيت ابراهيم -عليه السلام- نمي ‌بود خداوند با اين معجزه بر او رحم نمي ‌کرد و بر او برکت نمي ‌فرستاد سپس اسحاق -عليه السلام- در شکم او قرار گرفت و او حامله شد، پس تعجبي نيست (و از آن گذشته كسي در خانه نبود كه به آن اهل گفته شود و در خانه فقط ابراهيم و همسرش ساره -عليهما السلام- بود و خداوند فرمود اهل بيت و اين قوي‌ترين دليل است براى اثبات اينكه زن و همسر هر كس اهل بيت آن شخص است).
خواهر موسي -عليه السلام- به فرعون گفت: ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ﴾. (القصص: 12).
«آيا شما را به خانواده‏ اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!».
منظور خواهر موسي -عليه السلام- از اهل بيت چه کسي بود؟ آيا نخستين کسي که مد نظر او بود مادرش نبود، چون سرپرستي کودک شيرخوار را دايه و زني که به او شير مي‌ دهد به عهده دارد و در اينجا اين کار به عهدة مادر موسي -عليه السلام- است؛ از اينرو خداوند مي ‌فرمايد: ﴿فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلاَ تَحْزَنَ﴾. (القصص: 13).
«ما او را به مادرش بازگردانديم تا چشمش روشن شود و غمگين نباشد».
حتي همسر عزيز مصر خطاب به شوهرش گفت: ﴿قَالَتْ مَا جَزَاء مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوَءاً﴾. (يوسف: 25).
«آن زن‏ گفت: «كيفر كسى كه بخواهد نسبت به اهل تو خيانت كند چيست؟» يعني کسي که نسبت به زن تو ارادة بد داشته باشد.
آيات زير چند آيه ‌اي است دربارة لوط -عليه السلام- و همسرش که خداوند در همه جا‌هايي که سخن از نجات دادن لوط -عليه السلام- و همراهانش مي‌کند، زنش را تحت مسماي اهل داخل مي‌کند و اگر زنش جزو اهل او نمي‌ بود، او را استثنا نمي ‌کرد. (زيرا اگرجزو اهل بيت نباشد ديگر نيازى به استثناء نيست. ويراستار) . خداوند مي‌فرمايد: ﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (الأعراف: 83).
«(چون كار به اينجا رسيد،) ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم; جز همسرش، كه از بازماندگان (در شهر) بود».
﴿قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ﴾. (هود: 81).
«(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند; مگر همسرت».
﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (النمل: 57).
«ما او و خانواده ‏اش را نجات داديم، بجز همسرش كه مقدر كرديم جزء باقى‏ماندگان (در آن شهر) باشد!»
﴿قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِين﴾. (العنكبوت: 32).
«(ابراهيم) گفت: «در اين آبادى لوط است!» گفتند: «ما به كسانى كه در آن هستند آگاه تريم! او و خانواده‏ اش را نجات مى‏ دهيم; جز همسرش كه در ميان قوم (گنهكار) باقى خواهد ماند».
﴿لاَ تَخَفْ وَلاَ تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلاَّ امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (العنكبوت: 33).
«هنگامى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنها بد حال و دلتنگ شد; گفتند: «نترس و غمگين مباش، ما تو و خانواده ‏ات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان قوم باقى مى ‏ماند».
خداوند استثناء را تکرار کرد با اينکه هر دو آيه به هم نزديک هستند و در ميانشان فقط يک آيه قرار دارد: ﴿وَإِنَّ لُوطاً لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عَجُوزاً فِي الْغَابِرِينَ﴾. (الصافات: 133 ـ135).
«و لوط از رسولان (ما) است! و به خاطر بياور زمانى را كه او و خاندانش را همگى نجات داديم، مگر پيرزنى كه از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)!».
اگر عربهايي که قرآن بر آنها نازل شده مي ‌توانستند کلمة «اهل» را به چيزي ديگر غير از همسر معني کنند و بي‌ آن که همسر را در مفهوم اهل مدنظر داشته باشند اهل را معني کنند، انگيزه‌ اي براي تکرار استثناي همسر لوط از اهل نبود. پس بدين خاطر بر استثناي زن لوط در هر باري که اهل او ذکر مي ‌شود اصرار و پافشاري شده است.


ج: دليل عرف

اطلاق لفظ «اهل» و اينکه منظور از آن همسر باشد تا به امروز متداول و متعارف است؛ مثلاً اگر کسي بگويد: (جاءت معي أهلي). «اهل من به همراهم آمد»، منظورش زنش است و مردم هم مي ‌فهمند که منظور او زنش مي ‌باشد. (تا بحال در دولتهاى عربى اگر كسى اين جمله را گفت همه مي‌ فهمند كه منظور همسر است).


د:دليل عقلي

هر مردي خانه ‌اش را با همسرش آغاز مي‌کند! و هر خانواده ‌اي با پدر و مادر و مرد و زن شکل مي‌گيرد. و مي ‌توان قبل از آنکه فرزندان به دنيا بيايند زن را اهل و خانواده ناميد حتي اگر آن مرد پدر و مادر و برادري نداشته باشد و تنها زنش باشد. پس زن اولين کسي هست که در خانه کلمة اهل بر او اطلاق مي‌گردد! و او اولين اهل بيت مرد! و نخستين فرد خانوادة اوست؛ از اين‌رو به زن گفته‌اند: کدبانو. و زن تنها اهل مرد يا از اهل بيت او نيست و بلکه بانوي خانه است. بنابراين زن، اهل مرد و از جملة اهل بيت اوست پس به چه دليلي همسران پيامبر -صلى الله عليه وسلم- از اهل بيت او قرار نمي‌گيرند؟! زن موسي -عليه السلام- اهل اوست و زن ابراهيم -عليه السلام- از اهل و خانوادة ابراهيم -عليه السلام- به شمار مي‌آيد، همسر عمران اهل اوست و همسر لوط -عليه السلام- از اهل اوست و زنان همة مردم از اهل بيت آنها هستند بجز پيامبر –صلى الله عليه وسلم- که زنان پاک او نبايد اهل بيت او باشند!!! اين شيعيان با چه زباني سخن مي‌گويند؟!

خداوند مي ‌فرمايد: ﴿وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾. (آل عمران: 121).
«و (به ياد آور) زمانى را كه صبحگاهان، از ميان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بيرون رفتى!».
اين اهلي که پيامبر –صلى الله عليه وسلم- صبح از نزد آنها به سوي ميدان جنگ مي ‌رود چه کساني هستند؟ آيا افرادي نيستند که با پيامبر در يک خانه زندگي مي ‌نمايند؟ تنها آنها همسران او هستند نه افرادي ديگر که در خانة او زندگي نمي ‌کنند؛ خانه ‌اي که خداوند دربارة آن مي‌ فرمايد: ﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ﴾. (الأنفال: 5).
«همان‏گونه كه خدا تو را بحق از خانه (به سوى ميدان بدر،) بيرون فرستاد، در حالى كه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند». خانة پيامبر مستقل بود و او در آن مي‌خوابيد و استراحت مي‌کرد و غذا مي ‌خورد و هر آنچه که يک مرد در خانه‌ اش انجام مي ‌دهد، او هم آن را در خانة خود انجام مي‌داد. و در اين خانه فقط همسران او بودند نه کساني ديگر. همة فرزندان پيامبر –صلى الله عليه وسلم- قبل از نزول اين آيه وفات يافته بودند و از ميان دخترانش هم، بعضي وفات يافته و بعضي ازدواج کرده و از خانة او بيرون رفته بودند. پيامبر به تعداد زنانش خانه داشت و هر زني براي خود خانه‌ اي کوچک داشت. و خداوند گاهي اين خانه‌ ها را به زنان پيامبر –صلى الله عليه وسلم- نسبت مي‌دهد و گاهي به خود پيامبر. پس خانه‌ هاي پيامبر خانه ‌هاي زنان او هستند و خانه‌ هاي زنانش خانة او مي ‌باشند. پس چگونه يک خانه به فردي تعلق دارد و با وجود اين آن فرد از اهل بيت و از اهل خانه شمرده نمي‌شود؟
اهل خانه‌ هاي زنان پيامبر، همين همسران هستند و خانة پيامبر همان خانة همسران اوست و آنها اهل بيت پيامبر –صلى الله عليه وسلم- هستند؛ همان طور که خداوند مي ‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ﴾. (الأحزاب: 53).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه ‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، و در انتظار وقت غذا ننشينيد».
سپس خداوند در همين آيه آدابي را که مؤمنان بايد در برخورد با اهل اين خانه ‌ها يعني با همسران پيامبر -صلى الله عليه وسلم- رعايت کنند، بيان مي‌دارد و مي‌ فرمايد: ﴿وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ﴾. (الأحزاب: 53).
«و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) همسران پيامبر مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد; اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است».
و خطاب به همسران پيامبر -صلى الله عليه وسلم- در حالي که خانه ‌ها را به آنها نسبت مي ‌دهد مي‌ فرمايد: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاَةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً * وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً﴾. (الأحزاب: 33 ـ34).
«و در خانه‏ هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند فقط مى ‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. آنچه را در خانه‏ هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد; خداوند لطيف و خبير است!».
در اين آيه دقت کنيد که خداوند فرمود: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾.
«و در خانه هاى خود بمانيد». سپس فرمود (اهل البيت): «اهل خانه» سپس مي ‌فرمايد: ﴿وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ﴾.
«آنچه در خانه ‏هاى شما از آيات قرآن و حكمت و دانش خوانده مى ‏شود ياد كنيد».
يعني منظور از اهل بيت کساني هستند که در اين آيه و در آية بعد مورد خطاب قرار گرفته‌اند. و خانة پيامبر –صلى الله عليه وسلم- همان خانة همسرانش مي‌باشد. از آنجا که اين خانه‌ ها زياد بودند به صيغة جمع به او نسبت داده شده‌اند و گفته ‌شده: «خانه ‌هاي پيامبر» و همين خانه‌ ها، خانه ‌هاي همسران او بودند و هيچ فرقي نمي کرد.
و اهل اين خانه، پيامبر و همسرانش بوده‌اند. پس به چه حقّي ما اين همسران پاک پيامبر و مادران مؤمنان را از «اهل بيت» پيامبر -صلى الله عليه وسلم- بيرون مي‌کنيم؟!


دلايل اهل تشيع



الف: ضمير مذکر در خطاب

تشيع مي ‌گويند اگر منظور از اين آيه همسران پيامبر -صلى الله عليه وسلم- مي ‌بودند خداوند به جاي (عنکم) (يطهرکم)، (عنکن) و (يطهرکن) به صورت مونث مي‌آورد.
در زبان عربي هر گاه به وسيلة ضمير مذکر خطاب شود زن و مرد را شامل مي‌ گردد و اگر با صيغة مؤنث خطاب شود آن وقت منظور از آن فقط زنان خواهند بود. از اينرو مرد به فرزندان پسر و دختر خود مي‌ گويد: بخوريد و بخوانيد و براي دختران، صيغة مؤنث جداگانه به کار نميبرد مگر آنکه همة فرزندان او دختر باشند يا مخاطبان فقط دختر باشند و پسري همراه شان نباشد. و گاهي هم مخاطبان همه زن ‌اند اما با صيغة مذکر مورد خطاب قرار مي ‌گيرند. و قرآن چنين نازل شده است پس اينکه مي ‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾. (آل عمران: 102).
اي مؤمنان! از خداوند آن گونه که حقّ تقواي اوست بترسيد»، همة زنان و مردان را شامل مي ‌شود. و آية: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ﴾. (البقرة: 277).
« كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند»، همة زنان و مردان را در بر مي ‌گيرد. خداوند متعال در جاي ديگر مي ‌فرمايد: ﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ﴾. (آل عمران: 190 ـ191).
«مسلما در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏ هاى (روشنى) براى خردمندان است. آن کساني که خدا را ياد مي‌کنند». و خطاب را با صيغة مذکر ادامه مي ‌دهد تا مي ‌فرمايد: ﴿فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم﴾. (آل عمران: 195).
«خداوند، درخواست آنها را پذيرفت; (و فرمود: «من عمل هيچ عمل ‏كننده ‏اى از شما را، ضايع نخواهم كرد». و همچنان با صيغة مذکر مومنان را مورد خطاب قرار مي‌دهد و سپس مقصود را روشن مي ‌نمايد و بعد از (منکم) مي ‌فرمايد: ﴿مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ﴾. (آل عمران: 195).
«از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد; شما هم نوعيد، و از جنس يكديگر!». سپس با صيغة مذکر ادامه مي‌ دهد: ﴿فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي﴾. (آل عمران: 195).
«آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‏ هاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار ديدند».
از آنجا که در خانة پيامبر –صلى الله عليه وسلم-، پيامبر و همسرانش زندگي مي ‌کردند کلمات مذکور با صيغة مذکر آمده تا همه را در بر گيرد و آوردن آن با صيغة مؤنث ممکن نيست، چون اگر چنين باشد پيامبر مشمول حکم آيه قرار نمي‌ گيرد.
جالب اينجاست که تشيع همسران پيامبر را به دليل اينکه زن هستند از حکم آيه خارج مي‌ کنند و از طرف ديگر فاطمه -رضي الله عنها- را در حکم آيه قرار مي ‌دهند با اينکه او زن است!

ب:حديث کساء

مسلم در صحيح خود از عايشه –رضي الله عنها- روايت مي‌کند که ايشان گفتند: پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روزي به هنگام صبح بيرون آمد در حالي که چادري که از موي سياه بافته شده بود بر او بود آنگاه حسن بن علي آمد و پيامبر او را زير چادر خويش قرار داد. سپس حسين آمد او را نيز با خودش زير عبا برد. آنگاه فاطمه آمد او را نيز زير عبا برد. سپس علي آمد و او را هم با خود زير چادر برد و آنگاه فرمود: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33).
«خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». در اين حديث آمده که پيامبر –صلى الله عليه وسلم- همسرش، ام سلمه را با آنها زير عبا نبرد بلکه به او گفت: تو از اهل بيت من هستي و تو بر خير و خوبي قرار داري.
و ما نمي ‌دانيم که اين حديث به خارج کردن امهات المؤمنين از آيه چه ربطي دارد، نهايت آنچه اين حديث مي ‌رساند اين است که پيامبر مجموعه ‌اي از خويشاوندانش را که در خانه ‌اش زندگي نمي‌کردند را در حکم آيه داخل کرده است، و به اين معني نيست که مفهوم آيه منحصر به آنهاست و ديگران را شامل نمي ‌شود؛ چون شرط داخل شدن اينها بيرون رفتن بقيه نيست، و رحمت الهي همه چيز را فرا گرفته اين رحمت و به خاطر آمدن کسي ديگر، براي کسي کم نمي‌گردد. اگر کسي با اشاره به چهار تن از دوستانش بگويد اينها دوستان من هستند به اين معني نيست که ديگر هيچ دوستي ندارد. و اگر کسي ده برادر داشته باشد و به سه تن از آنها اشاره کند و آنها را چنين معرفي نمايد که اينها برادرانم هستند، سخن او به اين معني نيست که برادران ديگري ندارد مگر آنکه واقعاً برادران ديگري نداشته باشد. بنابراين قرينه ‌اي که حدود معني کلمة «أهل» را تعيين مي‌نمايد واقعيت امر است و خود کلمة «أهل» چيزي را نفي يا اثبات نمي‌نمايد و اهل بيت پيامبر زيادند پس به چه دليلي کلمة اهل بيت را منحصر به برخي از آنها مي‌دانيم؟! چنين امري در قرآن زياد آمده است مانند اينکه مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ﴾ (التوبه: 36).
«تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است; كه چهار ماه از آن، ماه حرام است; (و جنگ در آن ممنوع مى ‏باشد.) اين، آيين ثابت و پابرجاى (الهى) است!» و دين تنها به بيان تعداد ماه ‌ها و اينکه چهار ماه از آن ماه‌ ها حرام هستند، منحصر نيست. و گفتة پيامبر –صلى الله عليه وسلم- که فرمود: «اينها از اهل بيت من هستند»، نيز چنين است. اگر فرمودة پيامبر -صلى الله عليه وسلم- مانع از دخول ديگران در زمرة چهار نفري بشود که پيامبر فرمود از اهل بيت من هستند، پس چگونه نُه نفر ديگر از ائمه که در آن وقت اصلاً وجود نداشتند در زمرة اهل بيت قرار داده ‌اند؟!
اگر گفته شود دلايلي براي اثبات اين مدعا است، در جواب گوييم: همة دلايل بر اين امر دلالت مي‌کنند که همسران پيامبر –صلى الله عليه وسلم- اهل بيت ويژة پيامبر هستند.



اميدوارم حوصله داشته باشي و همه مطالب رو نقطه به نقطه مطالعه كني. پيشنهاد من اينه كه اينا رو تو نرم افزار ورد كپي كني و با فونت دلخواه و سايز دلخواهت مطالعه كني. . Smile

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 21 اسفند ماه ، 1386 00:59:53 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام !
به به جناب كوير خان تشريف آوردن ! خيلي حوصله كردي دنبال جواب گشتي دست مريزاد!

Quote:
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا به معني :
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانى خدا و رسولش را کند، به گمراهى آشکارى گرفتار شده است!
را اضافه كنيم بنابراين افرادي كه بعد از فوت پيامبر جلسه اي را برپاكرده و ابوبكر و عمر و عثمان را برسركار به عنوان خليفه مومنين (!) منصوب كردند و مرتكب بس گناه بزرگي گشتند زيرا با توجه به آيه از جانب خدا و رسولش منصوب نشدند
و اما يه سوال ديگه فكر مي كنيد در آيه اي كه در بالا بهش اشاره كردم جمله وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى به چه موضوعي اشاره داره ؟ (با اين سوال مي خوام شما رو ارزيابي كنم kavir جان



حالا اگه يادت باشم در پايان اون پستم كه آيه تطهير رو آوردم گفتم شما رو مي خوام با بيان اين آيه ارزيابي كنم ! شما هم كه جوابمو نداديد !
ولي حالا من جوابتونو مي گم ! :
اگه به معني اين قسمت از آيه وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى توجه كني به معني " و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد"
پي مي بري كه خداوند منظورش از دوران جاهليت اول چي بوده ؟
بله منظور خداوند از دوران جاهليت نخستين همون كاريه كه همسر دوم حضرت موسي با ايشون كردند !
اگر به داستان برخورد حضرت موسي با حضرت شيعب مراجعه كرده باشي پس از آشنايي شيعب دختري از دخترانش را به همسري موسي در آورد (همسر اول پيامبر اولاعظم ) به شرط شباني حضرت شعيب ، حال بعد از فوت همسر اول حضرت موسي همسر دوم را دختر ديگر حضرت شعيب به نكاح در مي آورد و پس از مدتي راهي مصر مي شوند .
در همين داستان همسر دوم حضرت موسي بر موسي عليه السلام خروج مي كند و با طرفداراني ساده لوح و به همراه شتر ها به جنگ با ايشان مي پردازد و ادامه داستان ....
حال خداوند عادل و قاضي چرا اين رو در اول آيه بيان فرمودن منظور از اين قسمت آيه عايشه همسر پيامبر هست كه با طرفدارنش و شتري خروج مي كند (قصد توهين ندارم الان هم اگه سوء تفاهمي هست عذر خواهي مي كنم - مرسي ) و به جنگ بر مي خيزد همين يك جمله بيان كننده اين مطلبه كه اهل بيت همون افرادي هستند كه در مباهله با پيامبر بودند و نمي توان افراد ديگري رو در زمره اين افراد قرار داد...
بنابراين
كل استدلال شما درباره رد آيه قرآن مبني بر عصمت ائمه اطهار خلاصه در كلمه اهل و رجس مي شد...
اما آقا كوير جواب تمام اين 3 صفحه اي كه به نقل از تفسير جناب راغب اصفهاني بيان كرديد (كه قرار بر نقل قول از كسي در اينجا نبود و فقط قرآن ) اين آيه ي مبارك هست :

فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ
هرگاه بعد از علم و دانشى که (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

فكر كنم با اين آيه آشنايي داشته باشيد "آيه ي مباهله " و اگر نمي دونيد مي تونيد به كتب اهل سنت و شيعه مراجعه بفرماييد كه در روز مباهله چه كساني همراه پيامبر بودند تا با نجراني ها مباهله كنن و اگر هم پيگير داستان بوده باشي ذكر شده كه بزرگ نجراني ها به صحبه اش گفت اگر روز موعود براي مباهله ، آن شخص (پيامبر اكرم ) با خدم و هشم آمد مي توانيد مباهله كنيد و اگر با افراد خاص ، در آن صورت از مباهله با آنان بر حذر باشيد
حالا اگه به آيه توجه كني متوجه كلمه نفس ميشي شايد با خودت فكر كني (البته بازم معناي لغويش !) كه نميشه كه من به خودم بگم من با خودم فردا بايد برم (پس اي خودم فردا با خودم بيا بريم !!!! (شوخي )) بنابراين اينو گفتم كه مراد از انفسنا حضرت علي هست !
اصلا وقتي آيه ي مباهله معروف و مكتوب در تمامي كتب مفسرين هست چرا خسته ات كنم !
يه شعر عربي هم يكي گفته بود يادم نيست تونستم برات باقيشو پيدا مي كنم : و في آية التباهله
نفس النبي و ...
حالا اين آيه مي گه در مباهله افرادي كه با پيامبر حاضر بودند شامل حال افراد ديگه و عايشه و .. نميشه بنابراين اين آيه دلالت تامي مي كنه بر آيه تطهير كه خدا در قرآن فرمودن ! بنابراين تطهيري كه در آيه فوق هست نه تطهير مرسوم بلكه اشاره به عصمت از گناه و اشتباه مي كند .... (بماند)

و اما در پايان اين پستم به شما مي خوام بگم به پست هشتميه مراجعه كن و يه بار ديگه بخونش تا دوباره محتوي كلامم دستت بياد آخه جواب درست درموني ندادي بهشون ! Kavir جان (يادت باشه ما ها نبايد بلندگوي دو طرف باشيم فقط حقيقت! )


تا اينجا كه همراهيم كردي ممنونم . با خيلي از عقايدتون آشنا شدم !

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 21 اسفند ماه ، 1386 17:31:09 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page


سلام بر دوستان محترم

brainbaran كاش براي جواب قبليم يه نمره ارزيابي مي دادي. Smile خداييش اين جوابي كه شما در مورد قضيه دوران جاهليت نخستين دادين :

Quote:

بله منظور خداوند از دوران جاهليت نخستين همون كاريه كه همسر دوم حضرت موسي با ايشون كردند !
اگر به داستان برخورد حضرت موسي با حضرت شيعب مراجعه كرده باشي پس از آشنايي شيعب دختري از دخترانش را به همسري موسي در آورد (همسر اول پيامبر اولاعظم ) به شرط شباني حضرت شعيب ، حال بعد از فوت همسر اول حضرت موسي همسر دوم را دختر ديگر حضرت شعيب به نكاح در مي آورد و پس از مدتي راهي مصر مي شوند .
در همين داستان همسر دوم حضرت موسي بر موسي عليه السلام خروج مي كند و با طرفداراني ساده لوح و به همراه شتر ها به جنگ با ايشان مي پردازد و ادامه داستان ....
حال خداوند عادل و قاضي چرا اين رو در اول آيه بيان فرمودن منظور از اين قسمت آيه عايشه همسر پيامبر هست كه با طرفدارنش و شتري خروج مي كند (قصد توهين ندارم الان هم اگه سوء تفاهمي هست عذر خواهي مي كنم - مرسي ) و به جنگ بر مي خيزد همين يك جمله بيان كننده اين مطلبه كه اهل بيت همون افرادي هستند كه در مباهله با پيامبر بودند و نمي توان افراد ديگري رو در زمره اين افراد قرار داد...


رو براي اولين بار بود كه شنيدم.در مورد عقاید اهل تشییع بر عليه ام المومنین حضرت عایشه رضي الله عنها خیلی چیزها شنیده بودم حتی اون قضیه سگ اصحاب کهف رو ولی این یکی برام تازگی داشت.

فکر کنم با این اعتراف تو ارزیابیتون بی برو برگشت به من صفر بدید. Wink

برام خیلی جالب بود با این تفسیری که شما از دوران جاهلیت نخستین کردید می شه این آیه رو جزء اعجاز قرآن نام برد چون که قضیه جنگ جمل رو پیش بینی کرده . ولی کاش سند این تفسیر از دوران جاهلیت نخستین رو برام بفرستید تا به استناد به اون پایه های اعتقادم به اهل تسنن محکم و محکمتر بشه. (شوخي ) Smile


من نمی خوام وارد بحث حضرت عايشه رضي الله عنها و فضایلش و تهمتهایی که به او زده شده بشم و فقط اکتفا می کنم به قسمتي آيات برائت عايشه رضي الله عنها:

( هذا بهتان عظيم ) سورة النور آية 16

(إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَهُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَهِ (النور:19)

(آنان كه دوست دارند تا فاش شود تهمت بدكاري در بين ايمان آورنده گان براي آنها در دنيا و آخرت عذابي درد ناك است .)

(إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) (النور:23)

( و كسانيكه اتهام به بد كاري ميدهند زنان نيكوكار ايمان آورنده بي خبر از همه جاي را ، خدا آنها را در دنيا و آخرت لعنت ميكند و براي آنها عذابي بزرگ است )

(الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّأُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (النور:26)

(زنان نا پاك لايق مردان نا پاكند و مردان خبيث براي زنان خبيث استند و زنان پاك مال مردان پاكند و مردان پاك مال زنان پاك اند آنها برئ اند از آنچه كه ( منافقان ) ميگويند و براي آنها آمرزش و رزق كريم است )

و اما آیه مباهله :

فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ .[آل عمران: ٦١].
«هرگاه بعد از علم و دانشی که [درباره مسیح] به تو رسیده است [باز] به تو به ستیز پرداختند. بدیشان بگو :بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم شما هم فرزندان خود را دعوت کنید، زنان خود را فرامی‌خوانیم شما هم زنانتان را فرابخوانید و ما خود را آماده می‌کنیم شما هم خود را آماده کنید سپس دست دعا به سوی خدا برمی‌داریم و نفرین خدا را برای دروغگویان تمنا می‌کنیم.»

تشیع معتقده که پیامبر،علی را همانند خودش قرار داده : «و أنفسنا و أنفسکم» و منظور او از «أبناءنا» حسن رضي الله عنه و حسین رضي الله عنه و منظور از «نساءنا»، فاطمه رضي الله عنها و «أنفسنا» علی رضي الله عنه بوده ... از آنجا که او علی رضي الله عنه را همانند خود قرار داده ، پس نباید هیچ کس در فضایل همانند علی باشه و فضایلش به میزان فضایل او نزدیک شه.

در آیه مباهله پیرامون امامت هیچ دلالتی نداره. به چند دلیل :
اولاً : زیرا با وجود معانی و مترادفات فراوان کلمه «نفس» که تشیع به دلالت آن بر خلافت علی بن ابیطالب رضي الله عنه معتقده ، هیچ کدام از معانی حقیقی و مجازی آن بر خلافت دلالت نداره.
خداوند درباره پیامبر می‌فرماید :

‌لقدْ جاءكمْ رسولٌ منْ أنفسكمْ عزيزٌ عليهِ ما عنتمْ حريصٌ عليكمْ بالمؤمنينَ رؤوفٌ رحيمٌ .[التوبة: ١٢٨].

Quote:

حالا اگه به آيه توجه كني متوجه كلمه نفس ميشي


حالا من اين سوال رو از شما مي كنم. در این آیه که پیرامون پیامبر و کفّار مکه سخن می‌گه و در آن عبارت «من أنفسکم» آمده، آيا مي شه که [معاذالله] نفس رسول خدا مانند جانهای کفار مکه است؟!؟!

ثانیااً : فراخواندن علی، فاطمه، حسن وحسین از سوی پیامبر از باب قرابت بود نه اظهار امامت یا منصوص‌کردن آن. زیرا مباهله فقط موجب به دست‌آوردن رغبت، بیم و احساس صداقت مدعی در این امر که او خود و خانواده‌اش را برای مباهله میاره .
در این آیه زمینه فداکاری بیش از بیان فضایل یا امامت وجود داره. فرد،خودش و اقوام نزدیکش را برای فداکردن با خود میاره نه برای اثبات خلافت!



Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 21 اسفند ماه ، 1386 20:41:38 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام !

همونطور كه گفتم قصد توهين به مقدسات اشخاص رو نداشتم و حالا كه از اظهار نظر درباره عايشه بزرگ خودداري مي كني من هم وارد اون بحث نمي شم .
درباره سند و تفسير مربوط به جاهليت نخستين به من ميل بزنيد ([email protected]) حتما براتون ميفرستم !


Quote:

ثانیااً : فراخواندن علی، فاطمه، حسن وحسین از سوی پیامبر از باب قرابت بود نه اظهار امامت یا منصوص‌کردن آن. زیرا مباهله فقط موجب به دست‌آوردن رغبت، بیم و احساس صداقت مدعی در این امر که او خود و خانواده‌اش را برای مباهله میاره .
در این آیه زمینه فداکاری بیش از بیان فضایل یا امامت وجود داره. فرد،خودش و اقوام نزدیکش را برای فداکردن با خود میاره نه برای اثبات خلافت!


كاملا حرفتون درسته اينجا دليلي بر امامت نيست و قرار نيست قرآن تمام حقايق مربوط به خلافت امام علي ، امامت ايشان ، معصوميت ايشون ، و .. رو در يك آيه خلاصه كنه !!

من مي خوام اينو بهتون بگم كه با اين آيه اثبات ميشه كرد كه هيچ كس ، لايق تر از اون افراد حاضر در مباهله پيدا نميشد همين نشون دهنده يك عظمت الهي يه و به نوعي نشون دهنده عظمت الهي در وجود اين افراد در روي زمين هست . خداوند - در قرآن ، وقتي 5 نفر آل عبا اينجا هستند كه قادر بودن با نفرينشون زمين و زمان رو بهم بريزن ، پنج تن آل عيا زير عباي حضرت آيه تطهير (اين تطهير نه اون تطهيري كه من و شما در ظاهر ميبينيم بلكه خدا خواسته بود با لفظ خودمون و وسعت عقلمون با ما صحبت كنه ) براشون نازل ميشه ، دست علي عليه السلام در جمع كثيري از مردم (در ايام حج ) توسط همون كسي كه در مباهله و نازل شدن آيه تطهير حضور داشت ، بالا برده ميشه - و همچنين آياتي از قرآن كه از اول تاپيك تا الان آورده شده - چي مي خواد بگه ؟

وقتي كه همه اينها كنار هم چيده بشن قضيه ي اعجاز هاي حضرت موسي در مقابل فرعون پيش مي آد بعضي باور و بعضي ناباورانه نگاه مي كنند و در عجبن !! همونطور كه در قرآن گفته شده وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ به معني
پاره‏اى از آنها به (سخنان) تو، گوش فرامى‏دهند؛ ولى بر دلهاى آنان پرده‏ها افکنده‏ايم تا آن را نفهمند؛ و در گوش آنها، سنگينى قرار داده‏ايم. و (آنها بقدرى لجوجند که) اگر تمام نشانه‏هاى حق را ببينند، ايمان نمى‏آورند؛ تا آنجا که وقتى به سراغ تو مى‏آيند که با تو پرخاشگرى کنند، کافران مى‏گويند: «اينها فقط افسانه‏هاى پيشينيان است!»


Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 22 اسفند ماه ، 1386 16:48:26 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام.
اميدوارم كه تا اينجاي گفتمان مورد استفاده عزيزان قرار گرفته باشه.

brainbaran عزيز يكي از سوالاتي كه شما در پست هشتمي پرسيده بوديد اين بود كه :

Quote:

در اين آيه نازل شدن سكينه بر پيامبر – همانطور كه در اين آيه و آيه هاي مشابه خواهيد ديد كه از كلمه عليه استفاده شده يعني منظور اينجا فقط يامبر و مومنين مي باشند همانطور كه اگر در سوره طه توجه كرده باشيد هنگامي كه كلامي از خداوند بر حضرت موسي (پيغمبر زمان خودش) نازل مي شد كه هارون نيز با او بود آيه اشاره به اين مي كند كه كلام خدا بر موسي نازل شده و در عين حال از هارون نيز نام برده شده و مي توانيد رجوع كنيد به سوره صافات آيه(؟) خداوند سلام را بر هارون و موسي مي فرستد
پس چگونه است كه در اين آيه مخاطب فقط پيامبر مي باشد و نه ابوبكر (حداقل با عدم وجد نام ابوبكر در اين آيه اگر بر هر دو خطاب مي شد به جاي عليه در اين آيه ها از عليهما استفاده ميشد )
برداشتي كه از اين بحث مي توان كرد مي تونه اين باشه كه اگر خداوند ابوبكر را به عنوان يك مومن قبول مي داشت در آيات فوق از كلمه عليهما استفاده مي شد
فكر مي كنيد چرا خداوند در آين مكان و در اين آيات اعتنايي به ابوبكر نكرده



( إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَينِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَهَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَهُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)سورة التوبة آية 40

( اگر نصرت ندهيد پيامبر را (چه باك ) كه خدا ياريش داد و پيروزش گرداند هنگامى اخراج كردند او را كافران، وقتى دومى از دو نفرى بود كه د رغار بودند وقتى كه به يار خود گفت ( غمگين مشو كه خدا باماست ) پس نازل كرد خدا آرامش را بر او و ياريش كرد به لشكرى كه نديدند آن را و كلمه كافران را فروتر ساخت و سخن خدا همانا كه بلند وغالب است وخدا عزيز وحكيم است .)

از جمله ي خدا باماست معلوم می شه كه منظور پيامبر در آيه اينه كه ( اى ابوبكر خدا با من و تو ست ) و صد البته معلومه که خدا با همه چه كافر چه مسلمان است اما پيامبر در اينجا قصد ديگه یی داره و منظورش اينه كه ( اى ابوبكر ناراحت نباش چون خدا با من و توست ) يعنى الله با رحمتش با من و توست.

علماى شيعه اظهار می کنند که ( ابوبكر ناقص الايمان بود و به همین دلیل ترسيد ) كلمه حزن را در فارسى به ترس ترجمه می کنند در حاليكه معنى درست آن درزبان فارسى حزن و غم و اندوهه و البته هر کسی هم جای ابوبكر بود از شكست اسلام و پيروزى كفر و شهادت پيامبر و خودش حزين و اندوهگين می شد.

ولي اگه بحث اينه كه کلا حزن و اندوه اشتباه باشه متوجه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم هم هست زيرا پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم هم گاهى حزين مى شدند خداوند خطاب به او مى فرمايد . ( قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يقُولُونَ ) الانعام آية 33 (بدرستكه ميدانيم كه تو را اندوهگين مى سازد آنچه كه آنها مى گويند)

حتى ترس هم در بعضی لحظات گناه نيست فرشتگان خداوند(ج) به حضرت لوط ميگويند . ( وَلَمَّا أَنْ جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالُوا لا تَخَفْ و َلا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ ) (العنكبوت:33)

(و هنگاميكه فرستادگان ماپيش لوط آمدند تنگدل و اندوهگين شد بسبت آنها فرشتگان گفتند نه بترس و نه اندوهگين شو ما ترا نجات ميدهيم .)

کلا در آیه 40 سوره توبه چند فضیلت بر ابوبکر رضی الله عنه هستش :

1 - اينكه‌ براي‌ ياري‌ پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم دست‌ از جان‌ خود شست‌، و به‌ همراهي‌ پيغمبر خانه‌ و زن‌ و فرزند را وداع‌ گفت‌ و او به این علم داشت كه‌ كفار قريش‌ براي‌ سر رسول‌ الله صلي الله عليه وآله وسلم و سر او جائزه‌ معين‌ كرده‌اند كه‌ هر كس‌ هر يك‌ از آن‌ دو را بياورد، و يا از محلشان‌ خبر دهد، به‌ او صد شتر جائزه‌ بدهند. ناگفته نماند شیر مرد دیگری که علي‌ ابن‌ ابيطالب‌ رضی الله عنه بود‌ در بستر‌ حضرت‌ رسول صلي الله عليه وآله خوابيده‌ بود.

2- اينكه‌ خداي‌ متعال‌ با لفظ «ثَانِيَ اثْنَينِ» او را دومين‌ فرد امت‌ معرفي‌ فرمود، براي‌ اينكه‌ اولين‌ فرد رسول‌ الله (ص‌) بود، و دومي‌ ابوبكرالصديق‌ رضی الله عنه بود. و امت‌ اسلام‌ بعد از حضرت‌ رسول‌ (ص‌) ابوبكر را اولين‌ و بهترين‌ افراد امت‌ دانسته‌اند.

3- اينكه‌ خداي‌ ‌ با لفظ «لِصَاحِبِه»ابوبکر رو ‌ صاحب و يار پیامبر دانسته.

4- اينكه‌ خداي‌ متعال‌ او را به‌ شرف‌ صحبت‌ در اين‌ سفر پر خطر رسانيده.


خداوند متعال به صراحت تمام در اين آيه به نقش ابوبکر در این ماجرا اشاره می کنه . من حالا یه سوال دوستانه از شما دارم. خدا وکیلی اگه این آیات در مورد علی رضی الله عنه هم نازل می شد همچنین برداشتی می کردین. البته منظورم کم بودن فضایل علی رضی الله عنه نیست چون ایشون هم در این ماجرا نقش کمی نداشتند ولی برداشت های مغرضانه از آیات قرآن و سمت و سو دادن به آنها به نظرتون کار درستی هست. شما که تو آیه مباهله با کلمه نفس اون جوری گیر میدین یه ذره هم به این آیه با دقت توجه کنین. آیا مغرضانه نیست که کلمه حزن و نگرانی رو به ترس معنی کنیم. من تو قرآنی که تو خونه به ترجمه مهدی الهی قمشه ای دارم هم نگاه کردم که حزن رو ترس معنی کرده.
در مورد اینکه چرا از صیغه مفرد استفاده شده به نظر من این نوع مقایسه بین حضرت موسی و پیامبر اشتباهه چرا که خود حضرت موسی از خداوند متعال می خواد که هارون رو جانشینش قرار بده و هارون جانشینش بوده در حالی که پیامبر جانشینی تعیین نمی کنه و ابوبکر جانشین پیامبر نیست. فرق پیامبر ما با موسی این بوده که رسول الله آخرین پیامبران هستش.

البته آیات دیگری هم در قرآن در مورد فضايل ابوبکر رضی الله عنه اومده که علاقمند باشید همه اونها رو براتون ذکر می کنم ولی دوست دارم به این مطلب اینجا اشاره کنم که دلیل اینکه ابوبکر رضی الله عنه رو لقب صدیق دادند و در تفسير مجمع البيان، شيخ طبرسى نيز آمده به این شکل بوده که:

زمانى كه پیامبر صلی الله علیه و سلم از معراج برگشت، اوّلين كسى كه گفته‏هايش را تكذيب كرد، أبوجهل بود و اوّلين كسى كه او را تصديق كرد، أبوبكر بود و گفت: صدقت يا رسول اللّه!.. كه اين آيات در حقّشان نازل گشت:

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ (32) وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (33) [الزمر: ٣٢ - ٣٣]

(چه كسى ستمگرتر از آن كسى است (يعنى أبوجهل) كه بر خدا دروغ مى‏بندد و راستى و حقيقت را كه (پيامبر) نزد او آورد، تكذيب مى‏كند؟ آيا منزل و جايگاه كافران در دوزخ نخواهد بود؟ و كسى كه با راستى و صداقت آمد (منظور پيامبر)، و كسى كه او را تصديق داشته (منظور أبوبكر)، آنان همان پرهيزگاران واقعى هستند)

اینجا بود كه پیامبر صلی الله علیه و سلم و ديگر مسلمانان، به أبوبكر رضي الله عنه لقب «صدّيق»، و به أبوجهل لقب «كذّاب» دادند. چنانچه على و فرزندانش، او را صدّيق صدا مى‏زدند؛ در تفسير مجمع البیان آمده كه علي رضي الله عنه فرمود: «مراد از «والذى جاء بالصدق» رسول خداست و مراد از «صدّق به» أبوبكر صدّيق است كه او را تصديق نمود.

brainbaran عزيز بحث هاي ما اينجا دوستانه است. من هيچ وقت با شما با كنايه و طعن حرف نزدم و از شما هم انتظار دارم كه با كنايه و طعن صحبت نكنيد.

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: پنجشنبه، 23 اسفند ماه ، 1386 01:27:05 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام !

من از شما اگه جايي ، شما برداشتي از صحبت هام ، مبني بر كنايه و طعن گونه حرف زدن فرمودين معذرت مي خوام بخشيد ! Embarassed

اما در مورد آيه و سوال مطرح شده شما مثل اينكه از صحبت هاي من برداشت بد فرموديد !
همانطور كه مي دونيم قرآن در زمان علي (ع) توسط عثمان جمع آوري شد (كه البته اصل اين قرآن ديگر در دست مردم ديده نمي شود )
چرا در آيه اي كه آورده شد (فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا ...) خداوند فقط انزال سكينه را بر پيامبر قرار داد - اگر قرار بر اين بود كه سكينه بر هر دو نازل مي شد خداوند به جاي عليه از عليهما اسفاده مي نمود پس مطمئنا عثمان مي توانست اونو تغيير بده و لكن چنين تغيري داده نشد چون خداوند همانگونه كه بود آيه را نازل فرمودند بنابراين آيا فكر نمي كنيد خداوند مي دونست اگه در دل ابوبكر غم و اندوه يا ترس نيست در آيه شريفه كه ذكر كرديم هيچوقت لا تحزن نمي آورد (در تفاسير موجود است منجمله مجمع البيان )
اما در مورد آيه اي از قرآن مبني بر تاييد ابابكر كه گفتيد با يد گفت :
در مورد ثَانِيَ اثْنَينِ كه گفتيد - چرا خداوند خود ابوبكر را خطاب قرار نداد ؟ چرا معني شده دومين از دو نفر (!) - ( چرا خداوند در قرآن بارها از فرعون به شخصه در زمان موسي نام ببرد ) - حال آنكه براي تاييد انزال سكينه بر او اسمش را نبرد وبر خطاب قراردادنش با كلمه ثاني الثنين كفايت كنه ؟ (اين كه تماما حقارت ابابكر در منزلگاه خداست ) و اونجايي كه گفتيد اگر حزن اشتباه جانب پيامبر را مي گيرد خداوند براي همين كه باعث گمراهي مومنين نشود كلمه عليه را بكار برد

اما پيرامون كلمه صاحب اونطوري كه شما گفتيد نيست خداوند اونو صاحب و يار پيامبر ندونسته !
قضيه حضرت يوسف در زندان رو يادآور شم كه (يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ - اى دوستان زندانى من! آيا خدايان پراکنده بهترند، يا خداوند يکتاى پيروز؟! )(اين يه نمونه بود) آيا خطاب شدن دو نفر زنداني توسط يوسف به عنوان دوست باعث فخر و مباهت براي آن دو شد؟ مگر كلمات "صاحب " كه در قرآن آورده شده خطاب به مومنين هست؟ نه
در آيه اي كه ذكر شد خطاب آيه دو نفر زنداني هستند و ... در قرآن 18 مورد كلمه صاحب وجود دارد و در 18 مورد كلمه صاحب يا بر پيامبران و يا بر كفار گفته شده ! اين آيه اي كه گفته شد دال بر مومن نبودن ابابكر داره - با اين حال وقتي قرآن اينچنين نظري راجع به ابابكر داره ممكن نيست جاي ديگه تمجيدي داشته باشه مگر با برداشت هاي اشتباه (حرفم عموميت داشت نه شخص شما برداشت بد دوباره نكنيد !)
با اين اوصاف فضايل ديگه ي ابابكر هم زير سوال مي آد وقتي قرآن به اين صراحت ابابكر رو از لحاظ ايمان و اعتقاد رد مي كنه ..... (تو خود حديث مفصل بخوان ازين مجمل )

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: پنجشنبه، 23 اسفند ماه ، 1386 01:32:26 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

و اما ادامه بحث خلافت علي - اما در تاييد خلافت حضرت علي و جانشين بودن اهل بيت پيامبر
در تاپيك ها جايي ديدم از نهج البلاغه واسه دفاع از گفته هاتون آوردين ! حال از نهج البلاغه پيرامون خلافت امام علي و اهل بيت چند مورد رو مي آرم اميد كه مورد تاييدتون قرار بگيره
خطبه 30
پاسخ به شايعات دشمن:

اگر به کشتن او (عثمان) فرمان داده بودم، قاتل بودم، و اگر از آن باز مي‏داشتم از ياوران او به شمار مي‏آمدم، با اين همه، کسي که او را ياري کرد، نمي‏تواند بگويد، از کساني که دست از ياريش برداشتند بهترم، و کساني که دست از ياريش برداشتند نمي‏توانند بگويند. ياورانش از ما بهترند، من جريان عثمان را برايتان خلاصه مي‏کنم، عثمان استبداد و خودکامگي پيشه کرد، و شما بي‏تابي کرديد و از حد گذرانديد، و خدا در خودکامگي و ستمکاري، و در بي‏تابي و تندروي، حکمي دارد که تحقق خواهد يافت

خطبه 37
ويژگيها و فضائل امام علي (ع) :

آنگاه که همه از ترس سست‏شده، کنار کشيدند، من قيام کردم، و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به ميدان آمدم، و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت که همه باز ايستادند من با راهنمايي نور خدا به راه افتادم، در مقام حرف و شعار صدايم از همه آهسته‏تر بود اما در عمل برتر و پيشتاز بودم، زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضيلتها را بردم. همانند کوهي که تندبادها آن را به حرکت درنمي‏آورد، و طوفانها آن را از جاي برنمي‏کند، کسي نمي‏توانست عيبي در من بيابد، و سخن‏چيني جاي عيبجويي در من نمي‏يافت. خوارترين افراد نزد من عزيز است تا حق او را باز گردانم، و نيرومندها در نظر من پست و ناتوانند تا حق را از آنها باز ستانم. علت سکوت و کناره‏گيري از خلافت در برابر خواسته‏هاي خدا راضي، و تسليم فرمان او هستم، آيا مي‏پنداريد من به رسول خدا (ص) دروغي روا دارم؟ به خدا سوگند! من نخستين کسي هستم که او را تصديق کردم، و هرگز اول کسي نخواهم بود که او را تکذيب کنم. در کار خود انديشيدم ديدم پيش از بيعت، پيمان اطاعت و پيروي از سفارش رسول خدا (ص) را برعهده دارم، که از من براي ديگري پيمان گرفت (پيامبر (ص) فرمود اگر در امر حکومت کار به جدال و خونريزي کشانده شود، سکوت کن)


خطبه 144
در بخشي از خطبه اومده :

فلسفه بعثت پيامبران خداوند، پيامبران را برانگيخت و وحي را به آنان اختصاص داد، و پيامبران را حجت خود بر بندگان قرار داد، تا استدلالي يا جاي عذري براي کسي باقي نماند، پس پيامبران انسانها را، با زبان راستگويي به راه حق فرا خواندند. آگاه باشيد که خداوند از درون بندگان پرده برمي‏گيرد، نه آنکه بر اسرار پوشيده آنان آگاه نيست، و بر آنچه در سينه‏ها نهفته دارند بي‏خبر است، بلکه خواست آنان را آزمايش کند، تا کدام يک، اعمال نيکو انجام مي‏دهد، و پاداش برابر نيکوکاري و کيفر مکافات درخور بديها شد. ويژگيهاي امامان دوازده‏گانه کجا هستند آنان که پنداشتند دانايان علم قرآنند نه ما؟ که اين ادعا را بر اساس دروغ و ستمکاري بر ضد ما روا داشتند، خدا ما اهل بيت پيامبر (ص) را بالا آورده و آنان را پست و خوار نمود، به ما عطا فرمود و آنها را محروم ساخت، ما را در حريم نعمتهاي خويش داخل و آنان را خارج کرد، که راه هدايت را با راهنمايي ما مي‏پويند، و روشني دلهاي کور را از ما مي‏جويند، همانا امامان دوازده‏گانه همه از قريش بوده که درخت آن را در خاندان بني‏هاشم کاشته‏اند، مقام ولايت و امامت درخور ديگران نيست، و ديگر مدعيان زمامداري، شايستگي آن را ندارند.

جمله اي در خطبه 153

مردم! درباره اهل بيت پيامبر (ص) آيات کريمه قرآن نازل شد، آنان گنجينه‏هاي علوم خداوند رحمانند، اگر سخن گويند، راست گويند، و اگر سکوت کنند بر آنان پيشي نجويند.

ضرورت پيروي از امامان دوازده‏گانه :

عاقل با چشم دل سرانجام کار را مي‏نگرد، و پستي و بلندي آن را تشخيص مي‏دهد، دعوت‏کننده حق، (پيامبر (ص)) دعوت خويش را به پايان رسانيد، و رهبر امت به سرپرستي قيام نمود، پس دعوت‏کننده حق را پاسخ دهيد و از رهبرتان اطاعت کنيد. گروهي در درياي فتنه‏ها فرو رفته، بدعت را پذيرفته، و سنتهاي پسنديده را واگذاردند، مومنان کناره‏گيري کرده و گمراهان و دروغگويان به سخن آمدند. مردم! ما اهل بيت پيامبر (ص) چونان پيراهن تن او، و ياران راستين او، و خزانه‏داران علوم و معارف وحي، و درهاي ورود به آن معارف، مي‏باشيم، که جز از در، هيچ کس به خانه‏ها وارد نخواهد شد، و هر کس از غير در وارد شود، دزد ناميده مي‏شود،

خطبه 198 :
ضرورت حفظ امامت:

اين جوان را نگهداريد تا پشت مرا نشکند، که دريغم آيد مرگ، حسن و حسين (ع) را دريابد، نکند با مرگ آنها نسل رسول خدا (ص) از بين برود


خطبه 160
وصف پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) :

خداوند پيامبرش را با نوري درخشان، و برهاني آشکار، و راهي روشن، و کتابي هدايتگر برانگيخت. خانواده او نيکوترين خانواده، و درخت وجودش از بهترين درختان است، که شاخه‏هاي آن راست و ميوه‏هاي آن سر به زير و در دسترس همگان است، زادگاه او مکه، و هجرت او به مدينه پاک و پاکيزه است، که در آنجا نام او بلند و دعوتش به همه جا رسيد، خدا او را با برهاني کامل و کافي (قرآن) و پندهاي شفابخش، و دعوتي جبران‏کننده فرستاد، با فرستادن پيامبر (ص) شريعتهاي ناشناخته را شناساند، و ريشه بدعتهاي راه‏يافته در اديان آسماني را قطع کرد، و احکام و مقررات الهي را بيان فرمود. پس هر کس جز اسلام ديني را انتخاب کند به يقين شقاوت او ثابت، و پيوند او با خدا قطع، و سقوطش سهمگين خواهد بود، و سرانجامش رنج و اندوهي بي‏پايان و شکنجه‏اي پردرد مي‏باشد. بر خدا توکل مي‏کنم، توکلي که بازگشت به سوي او باشد، و از او راه مي‏جويم، راهي که به بهشت رسد و به آنجا که خواست اوست بيانجامد.

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 24 اسفند ماه ، 1386 18:09:22 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام

از اینکه دیر آنلاین شدم معذرت می خوام . مشکل غیر منتظره ای برام پیش اومده بود که در گیر اون بودم.
و اما در مورد مسایلی که دوست عزیزمون brainbaran مطرح کردند:

Quote:

همانطور كه مي دونيم قرآن در زمان علي (ع) توسط عثمان جمع آوري شد (كه البته اصل اين قرآن ديگر در دست مردم ديده نمي شود.


منظورتون از اینکه «اصل اين قرآن ديگر در دست مردم ديده نمي شود» ، چیه؟ بیشتر توضیح بدید. قرآن هم مگه اصل و فرع داره؟

Quote:

چرا در آيه اي كه آورده شد (فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا ...) خداوند فقط انزال سكينه را بر پيامبر قرار داد - اگر قرار بر اين بود كه سكينه بر هر دو نازل مي شد خداوند به جاي عليه از عليهما اسفاده مي نمود پس مطمئنا عثمان مي توانست اونو تغيير بده و لكن چنين تغيري داده نشد چون خداوند همانگونه كه بود آيه را نازل فرمودند بنابراين آيا فكر نمي كنيد خداوند مي دونست اگه در دل ابوبكر غم و اندوه يا ترس نيست در آيه شريفه كه ذكر كرديم هيچوقت لا تحزن نمي آورد (در تفاسير موجود است منجمله مجمع البيان )


جملات بالا رو دوباره خودتون بخونید و اگه تونستید جمله ها رو به هم ربط بدید به من هم بگید. من نمی دونم از این جمله که «اگر قرار بر اين بود كه سكينه بر هر دو نازل مي شد خداوند به جاي عليه از عليهما اسفاده مي نمود » چطور نتیجه می گیرید که « پس مطمئنا عثمان مي توانست اونو تغيير بده» و
و چطوری بنابراین گرفتید که « آيا فكر نمي كنيد خداوند مي دونست اگه در دل ابوبكر غم و اندوه يا ترس نيست در آيه شريفه كه ذكر كرديم هيچوقت لا تحزن نمي آورد.» که این جمله هیچ ربطی به هیچ چیزی نداره. کما اینکه در مورد حزن و اندوه ابوبکر رضی الله عنه در پست قبلیم بحث کرده بودم. چه کسی تا حالا ادعا کرده که در دل ابوبکر رضی الله عنه حزن و اندوه نبوده. تازه این حزن ابوبکر رضی الله عنه رو پیامبر هم متوجه شده بود و این جمله رو خداوند به نقل از پیامبر میاره.

در ضمن هدفتون از بیان جمله مطمئنا عثمان مي توانست اونو تغيير بده چیه؟

Quote:

در مورد ثَانِيَ اثْنَينِ كه گفتيد - چرا خداوند خود ابوبكر را خطاب قرار نداد ؟ چرا معني شده دومين از دو نفر (!) - ( چرا خداوند در قرآن بارها از فرعون به شخصه در زمان موسي نام ببرد ) - حال آنكه براي تاييد انزال سكينه بر او اسمش را نبرد وبر خطاب قراردادنش با كلمه ثاني الثنين كفايت كنه ؟ (اين كه تماما حقارت ابابكر در منزلگاه خداست ) و اونجايي كه گفتيد اگر حزن اشتباه جانب پيامبر را مي گيرد خداوند براي همين كه باعث گمراهي مومنين نشود كلمه عليه را بكار برد


خیلی از دید منصفانه نگاه می کنید که فرعون رو با ابوبکر رضی الله عنه مقایسه می کنید!!!! فرعون با پیامبر زمان خود شروع به مبارزه کرده بود در حالی که ابوبکر از جان خود برای کمک به پیامبر گذشته بود. این کجا و آن کجا!!!
اما این سوال که خداوند چرا در قرآن به اسامی افراد اشاره نکرده بحث مفصلی است که مخصوص ابوبکر رضی الله عنه نمی شه و هیچ ربطی به حقارت یا بزرگی مقام او نزد خدا نداره.

در مورد این جملتون : « و اونجايي كه گفتيد اگر حزن اشتباه جانب پيامبر را مي گيرد خداوند براي همين كه باعث گمراهي مومنين نشود كلمه عليه را بكار برد» شما با استناد به کدوم جمله من همچی برداشتی کردین!!!!!من خدمتتون عرض كردم که اگر حزن و اندوه کار اشتباهی است و بر کسی که حزن دارد ایرادی وارد است پیامبر هم گاهی حزین و اندوهگین می شدند(طبق آیه ای که در همون پست آوردم) پس حزن و اندوه گناه نمی باشد. در ضمن من آخر سر متوجه نشدم که شما علیه رو به چه کسی بر می گردونید که اینجا حزن و اندوه رو با علیه به ابوبکر رضی الله عنه ربط میدید!!!!!

Quote:

اما پيرامون كلمه صاحب اونطوري كه شما گفتيد نيست خداوند اونو صاحب و يار پيامبر ندونسته !
قضيه حضرت يوسف در زندان رو يادآور شم كه (يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ - اى دوستان زندانى من! آيا خدايان پراکنده بهترند، يا خداوند يکتاى پيروز؟! )(اين يه نمونه بود) آيا خطاب شدن دو نفر زنداني توسط يوسف به عنوان دوست باعث فخر و مباهت براي آن دو شد؟ مگر كلمات "صاحب " كه در قرآن آورده شده خطاب به مومنين هست؟ نه
در آيه اي كه ذكر شد خطاب آيه دو نفر زنداني هستند و ... در قرآن 18 مورد كلمه صاحب وجود دارد و در 18 مورد كلمه صاحب يا بر پيامبران و يا بر كفار گفته شده ! اين آيه اي كه گفته شد دال بر مومن نبودن ابابكر داره - با اين حال وقتي قرآن اينچنين نظري راجع به ابابكر داره ممكن نيست جاي ديگه تمجيدي داشته باشه مگر با برداشت هاي اشتباه (حرفم عموميت داشت نه شخص شما برداشت بد دوباره نكنيد !)


به نظرتون جملات بالا خودتون رو قانع می کنه یا نه. صاحب و یار اختیاری پیغمبر تو اون ماجرا آیا قابل مقایسه با صاحبان اجباری حضرت یوسف تو زندان هست. خداوند زمانی از ابوبکر رضی الله عنه بعنوان صاحب پیغمبر سخن می گه که طبق خود همین آیه کسی پیغمبر رو یاری نمی کرد ( بجز تعداد اندکی) ابوبکر رضی الله عنه با ایمان کامل و به اختیار خود تمام خطرات رو با جان و دل قبول و پیغمبر را در این سفر پر خطر همراهی کرد. این کجا و آن کجا!!!

به نظر من فعلا وارد بحث نهج البلاغه نشیم بهتره . ما که هنوز تو آیات قرآنی به تفاهم نرسیدیم وارد نهج البلاغه شدن بی نتیجه هست. البته قبل از شما، حامد جان هم در مورد خطبه شقشقیه پرسیده بودند که هنوز جوابشو ندادنم ولی اگه نظر شما این نیست بریم سراغ نهج البلاغه.

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 24 اسفند ماه ، 1386 23:38:41 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام كوير جان
Quote:

منظورتون از اینکه «اصل اين قرآن ديگر در دست مردم ديده نمي شود» ، چیه؟ بیشتر توضیح بدید. قرآن هم مگه اصل و فرع داره؟

منظور از اصل، اصل دستخط هست نه اصل محتوايي!!

Quote:
جملات بالا رو دوباره خودتون بخونید و اگه تونستید جمله ها رو به هم ربط بدید به من هم بگید. من نمی دونم از این جمله که «اگر قرار بر اين بود كه سكينه بر هر دو نازل مي شد خداوند به جاي عليه از عليهما اسفاده مي نمود » چطور نتیجه می گیرید که « پس مطمئنا عثمان مي توانست اونو تغيير بده» و
و چطوری بنابراین گرفتید که « آيا فكر نمي كنيد خداوند مي دونست اگه در دل ابوبكر غم و اندوه يا ترس نيست در آيه شريفه كه ذكر كرديم هيچوقت لا تحزن نمي آورد.» که این جمله هیچ ربطی به هیچ چیزی نداره. کما اینکه در مورد حزن و اندوه ابوبکر رضی الله عنه در پست قبلیم بحث کرده بودم. چه کسی تا حالا ادعا کرده که در دل ابوبکر رضی الله عنه حزن و اندوه نبوده. تازه این حزن ابوبکر رضی الله عنه رو پیامبر هم متوجه شده بود و این جمله رو خداوند به نقل از پیامبر میاره.




اما درباره ربط جملاتم بهم و مربوط ساختنش به ابابكر كه شما گفتيد ...

ببينيد اگه بخوام منظورم رو برسونم و بگم ، اين ميشه كه ، قرآني رو كه عثمان جمع آوري كرد ، تو همون قرآن و همون آيه اي كه مطمئنا ، آيه توسط عثمان مكتوب شده " فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا" قلبي كه ايمان نداره آرامش نداره خداوند در ابن آيه ايمان واقعي را بر پيامبر افزون داشت همچنان كه گفته سكينته عليه ايمان را بر قلب او جاري داشتيم .... شايد با خودتون بگيد پيامبر مگه ايمان نداشت ؟ جوابتون ميشه مصداق آيه وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا ، اما اگه بگيد معني لغوي ميشه آرامش بله ! درسته ميشه آرامش ولي آرامش بر قلبي مي آد كه ايمان داشته باشه از اونجايي كه كلمه عليه بكار برده شده پس معني واقعي ميشه ايمان واقعي بر پيامبر نازل شد اين آيه به اين واضحي داره خدا با كنايه مي گه ابابكر ايمان واقعي نداشت ! اونوقت شما يا واقعا نمي دونيد يا داريد تفره ميريد ... (هر چند مي دونم قبولش واقعا سخته ! ولي وقعيت تلخه ) همچنين كلمات سكينه ي ديگه اي كه در قرآن آورده شده سكينه يا بر پيامبران بوده يا بر مومنين اما در اينجا كه سكينه بر كي نازل شده خدا فقط پيامبر رو منظور گرفته




Quote:
به نظرتون جملات بالا خودتون رو قانع می کنه یا نه. صاحب و یار اختیاری پیغمبر تو اون ماجرا آیا قابل مقایسه با صاحبان اجباری حضرت یوسف تو زندان هست. خداوند زمانی از ابوبکر رضی الله عنه بعنوان صاحب پیغمبر سخن می گه که طبق خود همین آیه کسی پیغمبر رو یاری نمی کرد ( بجز تعداد اندکی) ابوبکر رضی الله عنه با ایمان کامل و به اختیار خود تمام خطرات رو با جان و دل قبول و پیغمبر را در این سفر پر خطر همراهی کرد. این کجا و آن کجا!!!


در مورد كلمه صاحب و قياس با يوسف و ابابكر قضيه قياس نيست قضيه رسوندن منظور قرآنه ، منظور قرآن چيه كه تو اين آيه كلمه صاحب آورده ؟ برمي گرده به همون 18 مورد صاحب در قرآن
اين نتيجه رو كه به اهل تفسير بديد واسه شما خيلي راحت تشريح ميكنن (البت اگه نقض غرضي در صحبتاشون نباشه ) كه كلمات صاحب در قرآن يا خطاب شده به پيامبران و يا به كافران
خوب آيه اي كه از حضرت يوسف آورده شد و كلمه صاحب داشت - همونطور كه گفته شد يه نمونه بود - صاحب در اونجا خطاب به دو كافر زنداني هست در آيه ي مربوط به پيامبر نمي توان گفت كه اسغفرا... پيامبر كافرن پس منظور قرآن از بررسي لغت صاحب بر مي گرده به ابابكر

بعد از فوت پيامبر جانشيت ايشان حضرت علي بود نه كسي ديگه.... در پست قبلي چنين گفتيد :

Quote:
تشیع معتقده که پیامبر،علی را همانند خودش قرار داده : «و أنفسنا و أنفسکم» و منظور او از «أبناءنا» حسن رضي الله عنه و حسین رضي الله عنه و منظور از «نساءنا»، فاطمه رضي الله عنها و «أنفسنا» علی رضي الله عنه بوده ... از آنجا که او علی رضي الله عنه را همانند خود قرار داده ، پس نباید هیچ کس در فضایل همانند علی باشه و فضایلش به میزان فضایل او نزدیک شه.در آیه مباهله پیرامون امامت هیچ دلالتی نداره.


در اينجا شيعه معتقد نيست بلكه قرآن اينجا منظورش علي است ! در اين مورد هم همونطور كه گفته شد اين آيه مي گه در مباهله افرادي كه با پيامبر حاضر بودند شامل حال افراد ديگه و عايشه و .. نميشه بنابراين اين آيه دلالت تامي مي كنه بر آيه تطهير كه خدا در قرآن فرمودن ! بنابراين تطهيري كه در آيه فوق هست نه تطهير مرسوم بلكه اشاره به عصمت از گناه و اشتباه مي كند ...
شما هم تا اينجا قبول داريد ولي ميگيد دلالت بر امامت نمي كنه و من هم در پست بعدش جوابتون رو دادم به اين صورت كه ادله الهي براي اثبات امامت و عصمت و ... علي (ع) در يك آيه جمع نميشه ! اما براي روشن تر كردن ذهن شما از مسئله آيه زير رو مي آرم :

وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا (احزاب 25)
خدا کافران را با دلى پر از خشم بازگرداند بى‏آنکه نتيجه‏اى از کار خود گرفته باشند؛ و خداوند (در اين ميدان)، مؤمنان را از جنگ بى‏نياز ساخت (و پيروزى را نصيبشان کرد)؛ و خدا قوّى و شکست‏ناپذير است!
جنگ خندق با عمرو ابن عبدود (اگه درست نوشته باشم ) يادتون هست كه !(به تفاسير مراجعه كنيد) همونجايي كه حضرت علي قوي ترين مرد اون قبيله رو با يه ضربت سرش رو زد ! اهل تسنن و اهل تشيع و هيچ كس نمي تونه اينو رد كنه ! همين آيه داره نفس علي رو به خدا برمي گردونه ! منظور خدا همينه شايد با خودت بگي استغفرا... علي رو جاي خدا مي ذاري ؟!! نه. در اينجا خداوند عملي را كه در اين جنگ توسط علي عليه السلام به خاتمه جنگ منجر شد رو به خودش اسناد داده آيا مي توني اينو تكذيب كني ؟
وقتي كه نفس كار علي (ع) در اون جنگ در آيه اي كه ذكر شده توسط خود خداوند قهار به خودش اسناد داده ميشه پس فكر كنم فهميدن آيات زير نيز براتون راحت تر شده باشه :

در آيه 207 سوره بقره ميگه وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ
(بعضى از مردم (با ايمان و فداکار، همچون على (ع) در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.)

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‏اند؛ همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند.

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ(بقره 124)
(به خاطر آوريد) هنگامى که خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض کرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمکاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)». (ستمكاران كه يادتون هستند : همون كساني كه خونه فاطمه زهرا رو آتش زدن )

جالب تر اينجاست من و شما داريم از قرآن واسه خلافت علي ادله مي آريم حال اينكه خود حضرت در جنگ با معاويه بود كه قرآنهاي دشمن رفت رو سر نيزه ها (مگگه نبود ؟) و اون موقع علي گفت قرآن ناطق منم (مگه نگفت ؟)

در پايان خاطر نشون كنم كه به جز آيات فوق كه آياتي مبرهن بر تاييد و عصمت و امامت و خلافت حضرت علي عليه السلام داره خود سوره قدر دليل واضح تر از اينها هست كه در پست هاي قبلي بهش اشاره شد چرا كه بعد از فوت پيامبر بايد كسي كه داراي ويژگي هاي ذكر شده هست در شب هاي قدر وحي بر او انزال شود (در پست هاي قبلي انزال وحي هم اثبات شد )

به اميد روزي كه امامي غايب كه بارها پيامبر و امامان اشاره كردن از پشت پرده ها بياد بيرون و نور حقيقت رو بر چشم هاي غبار گرفته همه ما بتابونه ....

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 25 اسفند ماه ، 1386 16:42:01 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام بر همگي
brainbaran عزيز :
در مورد آیه غار و آیه مباهله و آیه تطهیر به اندازه کافی بحث کردیم، من احساس می کنم گیر هایی که شما به این آیات داده اید یا جواب داده شده اند یا اینکه مسایل بدیهی هستن. مثلا استفاده از آیه غار بر علیه ابوبکر رضی الله عنه با این دلایلی که شما می آورید، چیزی هست که معلومه مغرضانه است زیرا به نظر مي رسه كه اشاره كردن به همچي رشادتي از ابوبكر رضي الله عنه و نام بردن او بعنوان صاحب پيغمبر صلى الله عليه و سلم نمي تواند منظور عکسی داشته باشه. در حالی که این آیه حتی در زمان خود پيغمبر صلى الله عليه و سلم یکی از فضایل مخصوص ابوبکر رضی الله عنه بود که کسی بر آن شریک نبود. در مورد کلمه حزن احادیث زیادی هست از جمله اينكه ابوبكر از عقب و جلو پیغمبر صلى الله عليه و سلم راه ميرفت، پيغمبر صلى الله عليه و سلم به او فرمود: ((چه شده))؟ گفت يا رسول الله من مي ترسم از اينكه از جلو و يا عقب تو بيايند، لذا گاهي عقب و گاهي جلو ميروم، پس چون به غار رسيدند ابوبكر سوراخي در غار ديد قدم خود را در آن سوراخ گذاشت كه اگر گزنده اي باشد او را بگزد و به رسول خدا صلى الله عليه و سلم آسيبي نرسد.

و اما بعد :

Quote:

وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا (احزاب 25)
خدا کافران را با دلى پر از خشم بازگرداند بى‏آنکه نتيجه‏اى از کار خود گرفته باشند؛ و خداوند (در اين ميدان)، مؤمنان را از جنگ بى‏نياز ساخت (و پيروزى را نصيبشان کرد)؛ و خدا قوّى و شکست‏ناپذير است!
جنگ خندق با عمرو ابن عبدود (اگه درست نوشته باشم ) يادتون هست كه !(به تفاسير مراجعه كنيد) همونجايي كه حضرت علي قوي ترين مرد اون قبيله رو با يه ضربت سرش رو زد ! اهل تسنن و اهل تشيع و هيچ كس نمي تونه اينو رد كنه ! همين آيه داره نفس علي رو به خدا برمي گردونه ! منظور خدا همينه شايد با خودت بگي استغفرا... علي رو جاي خدا مي ذاري ؟!! نه. در اينجا خداوند عملي را كه در اين جنگ توسط علي عليه السلام به خاتمه جنگ منجر شد رو به خودش اسناد داده آيا مي توني اينو تكذيب كني ؟
وقتي كه نفس كار علي (ع) در اون جنگ در آيه اي كه ذكر شده توسط خود خداوند قهار به خودش اسناد داده ميشه:


اینکه شما می فرماید عملي را كه در اين جنگ توسط علي عليه السلام به خاتمه جنگ منجر شد ، بدین شکل نبود بلکه بعد از مرگ عمرو نه تنها جنگ خاتمه نیافت بلكه کافران محاصره ي مسلمين را ادامه دادند تا اينكه خدا بر ايشان باد را مسلط كرد، تا مجبور به فرار شدند، اگر شما ترجمه همین آیه 25 سوره احزاب رو از مهدی الهی قمشه ای مطالعه کنید بدین شکل آورده اند که:

وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا (احزاب 25)

و خدا کافران را ( در جنگ احزاب ) با همان خشم و غضبی که به مومنان داشتند بی آنکه هیچ خیر و غنیمتی بدست آورند نامید بر گردانید و خدا امر جنگ را ( به فرستادن باد صر صر و سپاه فرشتگان غیبی ) از مومنان کفایت فرمودکه خدا بسیار توانا و مقتدر است.

و در آيه ي 9 همین سوره داریم :

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَجُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً)

ای اهل ایمان بیاد آرید نعمتی را که خدا بشما عطا کرد وقتی که لشکر بسیاری از کافران بر علیه شما جمع شدند پس ما بادی تند و سپاهی بسیار ( از فرشتگان ) که به چشم نمیدیدید فرستادیم و خدا خود به اعمال شما آگاه است.

پس روشن شد كه علی رضی الله عنه به تنهایی مشركين را پراكنده نكردن بلکه باد شديد کفار را فراري ساخت، مطلبی كه شما آوردين و جنگ بین علی رضی الله عنه و عمرو در این جنگ از فضایل علی رضی الله عنه هست ولی آیه چیز دیگری می گه و تفسیر این گونه آیه اشتباه است.

Quote:

وقتي كه نفس كار علي (ع) در اون جنگ در آيه اي كه ذكر شده توسط خود خداوند قهار به خودش اسناد داده ميشه پس فكر كنم فهميدن آيات زير نيز براتون راحت تر شده باشه


و وقتی که همچی چیزی تو کار نیست پس آیات زیرین اون هم جای بسی بحث داره که سر موقع به آنها خواهم پرداخت. قاماس قاماس Smile



Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 26 اسفند ماه ، 1386 14:09:27 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام بر دوستان

همانطور كه قول داده بودم به بررسي يكي ديگر از آياتي كه دوست عزيزمان brainbaran مطرح كرده مي پردازم:

آيه ي 55 سوره ي المائده
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

شیعه معتقده که این آیه در مورد علی رضی الله عنه نازل شده و اشاره به قضیه انگشتر دادن امام علی در نماز به سائله.

دلايل ذيل به باطل بودن اين ادعا وجود داره:

1. خود شيعه ميگه که علي رضی الله عنه در حال نماز چنان غرق در توجه به خدا بوده كه تير از پاي او در حال نماز بيرون آوردند و او متوجه نشد. حال سوال اینجاست که پس چطور شده اینجا سائل و سؤالات و محروم بودن او را متوجه بوده ؟

2. گفته می شه که انگشتر دادن علي مقابل چشم رسول خدا صلى الله عليه و سلم بود كه در اینصورت دلالت بر ريا كاري داشته و بعيده كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم كه امام جماعت بوده به عقب خود توجه داشته باشد.

3. در صدر اسلام، زكات جمع آوري و به حضور رسول خدا صلى الله عليه و سلم آورده مي شد تا اينكه ایشان تقسيمات را انجام دهند ، و مرسوم نبوده كه مردم خود زكات را به فقراء بدهند.

4. اگر مراد از اين آيه اين باشه كه دادن زكات در حالت ركوع افضلتره، و زكات پرداختن در ركوع شرط موالات يعني دوست گرفتن باشه، بنابراين مسلمانان بايد تنها علي رضى الله عنه را ولي بگيرد، و حسن رضى الله عنه و حسين رضى الله عنه و غيره را دوست و ولي خود قرار ندهند. زيرا آنان در حالت ركوع زكات نپرداخته اند. بعلاوه اگر فرض شود كه چنين عملي در نماز مشروعه، اختصاص به ركوع نداره، بلكه در قيام و قعود بهتر از ركوع می شه زکات داد، پس چگونه ممكنه گفته شه كه ولي شما نيست مگر كساني كه در هر ركوع زكات ميدهند آيا اگر كسي در حال قيام صدقه بده استحقاق چنين ولايتي را نداره.

5. در اين آيه صيغه هاي جمع بكار رفته (الَّذِينَ يُقِيمُونَ) (وَالَّذِينَ آمَنُوا) جمع بکار رفته و بر يك فرد صدق نمي كنه.

6. (وَيُؤْتُونَ الزَّكَاة) دلالت بر وجوب زكات مي كنه. و علي واجب الزكات نبود و جمله ي يؤتون الزكاة دلالت داره كه او زكات داده ، و حال آنكه علي در زمان پيغمبر صلى الله عليه و سلم فقير بود و از جمله ي كساني كه زكات برايشان واجب بوده، زكات نقره بر كسي واجبه كه مالك نصاب يعني دويست درهم اقلا باشه، و سال بر آن بگذره و علي از چنين مصاديق نبوده.

7. اين آيه مانند آيات ديگري كه درباره ي زكات نازل شده ميباشد از جمله آيه ي 43 سوره ي بقره كه مي فرمايد: (وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ) و اگر قرار بود در مورد یک نفر بکار رود بصورت آیه ای که در مورد حضرت مریم رضی الله عنها نازل شده می آمد (اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ) آل عمران (43)

8. اگر سياق آيه و قبل و بعد آنرا ملاحظه كنيد بهم مربوطه. و اكثر مفسرين اين آيه را مربوط به آيات قبل و بعد دانسته اند، و آيات قبل و بعد در نهي موالات و دوستي و هم رازي با كفار و يهود و نصاري آمده زيرا خدا جل جلاله در آيه ي 51 فرموده:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ)

كه نهي و مذمت كرده از اينكه مؤمنين با كفار همدل و هم راز و دوست گردند تا اينكه ميرسه به آيه ي 55 كه ميفرمايد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

(همانا دوست و ياور شما فقط خدا و رسول و مؤمنين هستند كه نماز بپا ميدارند و در حال تواضع و افتادگي و بدون كبر و منت زكات ميدهند)

و در آیه بعدی يعني آيه ي 56 سوره ي المائده آورده شده :

وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ

و کسانی که دوستی خدا و پیامبر و افراد با ایمان را بپذیرند (پیروزند. زیرا ) حزب و جمعیت خداوند پیروز است.
و اين شامل عموم مؤمنين بوده و اصلا به فرد و احدي مربوط نيست

البته قبلا در مورد کلمه ولی و مولاه که در حدیث غدیر بکار رفته بود بحث شده با این حال در اینجا آیه ای دیگر بر این که کلمه مولاه به معنی دوستیه رو اشاره می کنم که در قرآن در سوره ي تحريم آيه ي 4 آمده:

(فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ)

مفسرین شیعه بر این اعتقادند که کلمه صالح المومنین اشاره به علی رضی الله عنه دارد. سوال اینجاست که اگر مولاه به معنی سرپرست هست در آیه بالا به تناقض می رسیم هم به اینکه کلمه مولاه به معنی سرپرست باشد و هم اینکه صالح المومنین اشاره به علی رضی الله عنه داشته باشه که در اینصورت باید علی سرپرست پیامبر باشد. ( هو اشاره به پیامبر دارد)
با استفاده از آیه بالا و آیاتی که قبلا اشاره کردم مولاه و ولی بمعنی دوستی می باشد.
سرپرست و امير در عربی بمعنی والی می باشد نه ولی و مولاه.

در سوره ي توبه آيه ي 71 آمده:

(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر)

نتيجه مي گيريم كه هر مؤمني ياور و ولي مؤمنان ديگره.

و همچنين هر مؤمن با تقوايي ولي خدا و خدا ولي اوست چنانكه در سوره ي يونس آیه 62 داریم:

(أَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ)

و در آخر لازم می دانم به این اشاره کنم که رکوع در معني به معناي خشوع و خضوعه.

در كل اينكه قضيه انگشتر دادن علي رضي الله عنه در نماز از ديدگاه اهل تسنن كذب مي باشد.



Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 27 اسفند ماه ، 1386 20:59:17 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

كوير جان سلام !

منتظر تمام نقطه نظراتت درباره باقيه سوالا هستم !

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 29 اسفند ماه ، 1386 18:39:45 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام به همه دوستان

سال نو و نوروز 87 و همچنين ميلاد پيامبر صلي الله عليه و سلم و شروع هفته وحدت رو به همه عزايزان تبريك مي گم.
امسال با همگام بودن نوروز با میلاد پیامبر صلی الله علیه و سلم ، نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت، سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی پیوند خورد و محکم گشت.
به يمن چنين روزي و همگامي آن با هفته وحدت، چه بهتر كه بجاي سخن گفتن از اختلافات از مشتركات سخن بگيم و به قول حق تعالي «قُلْ یَـأَهْلَ الْکِتَـبِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلِمَة سَوَآءِ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْـًا...; بگو: اى اهل کتاب! بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما مشترک است; که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزى را شریک او قرار ندهیم... .»

وجود کسانى که نمى خواهند مسلمانان با فرقه هاى مختلف و مذاهب گوناگون، در زیر سایه توحید و نبوت، همزیستى مسالمت آمیز و وحدت داشته باشند، مسئولیت من و شما دو چندان ميكند.
شیخ محمد شلتوت، رئیس دانشگاه الازهر مصر، مى گوید: «مذهب جعفرى معروف به مذهب شیعه امامى اثنى عشرى، مذهبى است که تعبد به آن، همانند: سایر مذاهب اهل تسنن، شرعاً جایز است. لذا سزاوار است بر مسلمانان که آن را شناخته و از تعصب به ناحق نسبت به مذاهبى معین، خلاصى یابند.»

دانشمندان بزرگ فرقه هاى مختلف، همانند: دکتر محمد محمد فحّام، شیخ محمد غزالى، عبدالرحمن نجّار مدیر مساجد قاهره، استاد احمد بک، استاد شیخ شلتوت و ابوزهره، استاد محمود سرطاوى یکى از مفتیان اردن، و دکتر حامد حنفى داود استاد ادبیات عرب در دانشگاه قاهره، فتوا شیخ شلتوت را تأیید و مشکل جامعه مسلمانان را عدم وحدت مى دانند و معتقدند که عمل به این فتوا راهگشا بوده، پیشرفت و هماهنگى مسلمانان را به ارمغان مى آورد.

از همه اينها كه بگذريم آيات قرآن 13 قرن پيش به موضوع وحدت اشاره كرده :

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ; همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.»

وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ الْبَیِّنَـتُ وَأُوْلَـئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ; و چون کسانى مباشید که پس از آن که دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف کردند و براى آنان عذاب سنگین است.»

روش قرآن اين است :

«اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَ نًا; و نعمت خدا را به خود یاد کنید; آن گاه که دشمنان یکدیگر بودید، پس میان دل هاى شما الفت و مهربانى انداخت تا به لطف او برادران هم شدید.»

«إِنَّ هَـذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَ حِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ; و این امت شما، امت یگانه است و منم پروردگار شما. پس مرا بپرستید.»

آیه ۱۳ سوره حجرات می خوانیم: "یا اَیُّهَا النَّاسُ اِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ اَتْقاکُمْ، ای مردم، ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را تیرهها و قبایلی قرار دادیم تا همدیگر را درک کنید (و زندگی هماهنگ داشته باشید) بافضیلتترین شما در نزد خداوند باتقواترین شماست."

وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ (١٠)(شوری)

brainbaran عزيز چه بهتر كه به مناسبت چنين هفته اي، عنوان تاپيك رو عوض كني وبه پيشنهاد من بذاري وحدت عملي چگونه؟


Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 2 فروردين ماه ، 1387 19:14:41 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام
کویر خان موافقم
عیدتون مبارک باشه عید1387 شما و همه بچه هامبارک باشه
در لقای وحدت در مورد مشکل " ولایت و امامت بعد از پیامبر " هفته بعد صحبت می کنیم

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
esmael
کاربر عادی
کاربر عادی

Joined: Dec 05, 2006
Posts: 59





136710.74 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 6 فروردين ماه ، 1387 11:34:28 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

يه نگاهي به سايت

نيز بندازيد و بعضي از سوالاتونو از علماي اهل سنت بپرسيد و يه استراحتي هم به آقاي kavir82 بديد
Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 6 فروردين ماه ، 1387 21:46:23 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

esmael wrote:
يه نگاهي به سايت

نيز بندازيد و بعضي از سوالاتونو از علماي اهل سنت بپرسيد و يه استراحتي هم به آقاي kavir82 بديد


اسماعیل عزیز سلام ! ولادت پیامبر عظیم الشان و امام جعفر صادق به همه مبارک
از اظهار نظرتون ممنون شما لطف دارید
سایتی رو که معرفی کردین رو نیگاه کردم البته اینجور سایت چه برا شیعه و یا سنی رو تقریبا زیاد دیدم Wink

سوء تفاهم نشه نمي خوام نظرم رو به شما يا هر كس ديگه اي القا كنم چون اين همه دليل مستند و مربوط هست كه پرداختيم و خواهيم پرداخت و بعضياشو هم نمي دونيم !
و اما بعد ...

يكي از اين روايات ، روايت مرغ برياني بود كه پيامبر مي خواستند ميل (نوش جان) كنند ! اين همون روايتي هست كه در كتاب كشف القمه :علي بن عيسي اربيلي آورده شده ، در اين روايات بيان شده كه روزي پيامبر مرغ برياني رو مي خواستن تناول كنند در اون موقع چنين دعايي فرمودن كه " اللهم اعطني به احب خلقك عليه ياكل من هذه الطير معي " (حالا درست غط بعضي جملات رو لپي بدونيد !!) همونطور كه در اين كتاب ذكر شده حضرت علي مي آد درب خونه اي كه پيامبر بودند رو زدن كه انس ابن مالك از خادمان پيامبر بود به حضرت ميگن كه پيامبر منزل نيستند ! و اين قضيه تا 3 بار تكرار ميشه كه بار سوم پيامبر به انس مي فرمايند "انس بگذار بيايد " و ادامه ماجرا..
يا حديث متواتر و مشهور منقول از اهل سنت و هم تشيع " اني تارك فيكم ثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي"
همه اين روايات در كتب مشهور و معروف شيعه كه خود اونها از كتب اهل تسنن نقل كردند موجود هست (مثلا الغدير)

يا مثلا روايت متواتر حضرت پيامبر كه فرمود انا مدينته العلم و علي بابها و ....
دوست عزيز در هر دو گروه از اهل تشيع و تسن افرادي هستند كه اعمالي تفريط گونه دارن بهتر هست كه روايات و تفاسيرمتواتر بيان بشه
و يا حديث منزلت (اين حديث كاملا در كتب اهل سنت و شيعه معتبره)
يا علي انت مني بمنزلته هارون و موسي الا انه لانبيه بعدي

اين تنها گوشه اي از رواياتي متواتر منقول در اهل تشيع و تسنن بر حقانيت خلافت علي و اهل بيتش بعد از پيامبر هست

كوير جان در قرآن خداوند به صراحت فرمودن زمينش رو بدون خليفه (امام - رهبر - پيشوا يا هر چي ديگه !) نمي زاره ! به آيات زير توجه بفرمايين :
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ
(به خاطر بياور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمين، جانشينى [= نماينده‏اى‏] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آيا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونريزى کند؟! (زيرا موجودات زمينى ديگر، که قبل از اين آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خونريزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اين انسان، عبادت است،) ما تسبيح و حمد تو را بجا مى‏آوريم، و تو را تقديس مى‏کنيم.» پروردگار فرمود: «من حقايقى را مى‏دانم که شما نمى‏دانيد.» 30 از سوره بقره
به عنوان مثال درسوره فرقان 35 وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا در هر جاي قرآن (يا سوره ي نمل) نيگاهي داشته باشيد متوجه اين ميشي كه هر پيامبر از اول تا خاتم جانشيني داشته (كه اين آيه قرآن ادله اهل سنت يا هرحزب ديگه اي رو مبني بر جانشين تعيين نكردن پيامبر تحت شعاع قرار داده !)
خود همين قران مي فرمايند
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آيه 68 قصص
پروردگار تو هر چه بخواهد مى‏آفريند، و هر چه بخواهد برمى‏گزيند؛ آنان (در برابر او) اختيارى ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتايانى که براى او قائل مى‏شوند! آيه اي كه مستقيم داره ميگه افرادي مثل ابابكر و عمر و عثمان و معاويه و ... لياقت خلافت بر مومنين بعد از پيامبر رو ندارن

كوير جان در قرآن و سوره قدر گفته شده كه ملائكه و روح بر قلب پيامبر مي اومدن اين رو هم مي دونيم كه شب هاي قدر چه قبل و چه بعد از پيابر ادامه داشته و داره بنابراين آيه صريح قبلي و آيات صريح قرآن در سوره قدر ادله اي هستند كه بعد از پيابر خليفه اي بر روي زمين هست ، معصوم كه روح و ملائكه بر قلبش نازل ميشه حال آنكه جالب بودن قضيه اينجاست كه وقتي خداوند قراره كه خودش بر روي زمين خليفه براي مردم تايين كنه (به استناد آيه ي 30 سوره بقره و كلمات اني جاعل و يا در آيات ديگه و جعلنا ) و تايين هم كرده و بعد از اينكه پيامبر فوت كردن و تمام ادله و شهود بر جانشيني علي دلالت داره چرا بايد ابوبكر بعد از مرگش عمر رو جانشين اتخاب كنه و چرا بايد عمر بعد از مرگش جلسه بگيره و عثمان رو جانشين تايين كنه و هنگامي كه پيامبر به عمر مي فرمايند كاغذ و قلمي برايم بياوريد تا جانشينم را مكتوب تعيين كنم مخالفت كنه (به استناد روايت سد الابواب از ابن عباس كه در كتب اهل سنت نقل شده ) ؟

و یا مي تونيد محبت خدا نسبت به اهل بيت (آل عبا) رو در سوره انسان ببينيد
سوره انسان :
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَا وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا
عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا

كوير خان پيامبري كه فوت كرده و به استناد برخي تفاسير نامعقول گفته میشه كه جانشين تايين نكرده پس الان و اين زمونه با عقل و حكم خودمون داريم گام بر مي داريم ؟ (به نظر محال می آد !)

می خواستم بدونم راجع به سد الابواب از ابن عباس " الرزيه كل الرزيه ما حال بين رسول ا.. و بين ان يكتب لهم ذالك اكتاب من اختلافهم و لغطهم " چیزی می دونید ؟

راستي تاپيك رو دوباره برانداز مي كردم درباره جاهليت نخستين كوير جان شما كه در صحبتاتون واسه دفاع از مجمع البيان مطالبي آورديد خوب بود بهتر نيگاه مي كرديد تا اصل كلام دستتون بياد
در پايان پيشنهادي دارم واستون كه كتاب الغدير رو مطالعه بفرماييد چون جواب تمام اظهاراتمون رو چه در اهل سنت و يا شيعه با نقل روايات از خود كتب اهل سنت دادن

با تشکر از همراهی تمام بچه ها
راستی کویر جان مرخصی خوش میگذره ؟ Mr. Green

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 9 فروردين ماه ، 1387 18:24:55 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام به همه عزيزان

Quote:

راستی کویر جان مرخصی خوش میگذره ؟


brainbaran عزيز يكي طلبت. داغ دلمو تازه كردي، تازه داشتم از كماي مرخصي بيرون ميومدم كه دوباره منو بردي تو حالو هواي 25 روز مرخصي. خداييش چه مرخصي پر بركتي بود. فكر كنم ديگه تا آخر خدمتم كه اول مهر ميشه از اين مرخصي ها نبينم.

و اما در مورد بحثمون. من انتظار داشتم تو اين يه هفته اي كه من نبودم افراد ديگه اي اين بحث رو ادامه بدن. از اين به بعد، من فقط روزاي جمعه، اون هم از كافي نت مي تونم آن لاين بشم. با اين حال سعي خواهم كرد هر فرصتي كه گير آوردم يه سري به سايت بزنم هر چند انتظارتون، از من ديگه بايد كمتر باشه. (‌‌ يه موقع ديدي به منطقه اعزام شديم و ماه به ماه روي كامپيوتر رو نديدم ) سربازيه ديگه چي كارش ميشه كرد. بايد از مملكت دفاع كنيم.

brainbaran عزيز اين رسمش نيست ها!!! Wink ما هر وقت اومديم اينجا در مورد حقيقت يه مسله اي بحث كنيم با سيلي از مطالب رو به رو شديم. فكر نكنم قرار بر اين بود كه ما بر حقانيت خودمون دلايل رو اينجا رديف كنيم كه مسلما مجال پاسخ به همه سوالا و دلايل نخواهد بود . به نظرتون با اين شيوه به حقيقت خواهيم رسيد، مسلما نه كه اگر اين شكلي بود هزاران سوال ديگر رو هم، من داشتم كه بايد اينجا پشت سر هم رديف مي كردم و با استناد به اون دلايل بي پاسخ، ادعا حقانيت مي كردم. پس چه بهتر كه در هر پستتون يك سوال مطرح كنيد تا به جواب اون بپردازيم.

مسلما تمام اين مواردي كه شما مطرح كرديد رو هر فردي چه باسواد و چه بي سواد، شنيده، ولي چيزي كه هميشه جاي سوال بوده نظرات طرف مقابل در مورد اونها بوده كه قصد من از پرداختن به اين امر، فقط و فقط همينه كه شما نظرات اهل تسنن رو هم در مورد مواردي كه مطرح مي كنيد بشنويد تا حداقل بدين شكل سانسوري كه اين وسط بوجود اومده شكسته بشه. ( ما اهل تسنن ايران، اكثر دلايلي كه شما اينجا مياريد رو شنيديم و حتي خونديم و بعضي وقتها تو دانشگاه اجبارا به اونا به شيوه شما جواب داديم كه مبادا نمره كم بگيريم. كمه كمش اينه كه تلويزيون رو باز كني و اكثر اين مواردي كه شما مياريد رو اونجا هم بشنوي )

اميدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم. و البته پيشنهاد اسماعيل عزيز هم بد نيست كه اگه تشنه اين هستيد كه جواب همه سوالاتون رو يكجا بشنويد من آدرس چندين سايت رو بيارم تا مطالعه كنيد.

از بقيه دوستان هم كه دارن اين بحث رو دنبال مي كنن دعوت مي كنم تو فاصله يه هفته اي كه من نيستم در اين بحث شركت كنند. به اميد خدا در سايه وجود روشنفكراني مثل شما روزي برسه كه به نتيجه مطلوب برسيم. ( ما كنترلي ها به اين كلمه نتيجه مطلوب عادت كرديم Smile )

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 10 فروردين ماه ، 1387 01:28:28 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

kavire82 wrote:
سلام به همه عزيزان


مسلما تمام اين مواردي كه شما مطرح كرديد رو هر فردي چه باسواد و چه بي سواد، شنيده، ولي چيزي كه هميشه جاي سوال بوده نظرات طرف مقابل در مورد اونها بوده كه قصد من از پرداختن به اين امر، فقط و فقط همينه كه شما نظرات اهل تسنن رو هم در مورد مواردي كه مطرح مي كنيد بشنويد تا حداقل بدين شكل سانسوري كه اين وسط بوجود اومده شكسته بشه. ( ما اهل تسنن ايران، اكثر دلايلي كه شما اينجا مياريد رو شنيديم و حتي خونديم و بعضي وقتها تو دانشگاه اجبارا به اونا به شيوه شما جواب داديم كه مبادا نمره كم بگيريم. كمه كمش اينه كه تلويزيون رو باز كني و اكثر اين مواردي كه شما مياريد رو اونجا هم بشنوي )

اميدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم. و البته پيشنهاد اسماعيل عزيز هم بد نيست كه اگه تشنه اين هستيد كه جواب همه سوالاتون رو يكجا بشنويد من آدرس چندين سايت رو بيارم تا مطالعه كنيد.


سلام كوير جان !
خدا منو بكشه كه درد دلتو تازه كردم ! نزار به پاي يه داغ ديگه بشينم !!!
در مورد انعكاس نظرات اهل تسنن اتفاقا من نظرات خودتون رو منعكس كردم كه از اهل سنت و يا از كتب اهل سنت روايت شده
با تشكر

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 12 فروردين ماه ، 1387 22:31:47 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام !
خوب ! كسي از دوستان نمي خواد از اين چند صفحه نتيجه بگيري ؟!!

البته براي نتيجه گيري راحت دوستان اهل تسننمون (و حتي اهل تشيع ) كتاب زير رو پيشنهاد مي كنم تا يه سايت رو !

Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size

خودم نتيجه اي كه از اين مباحث رو چند وقت ديگه مي گم ...
اميدوارم بچه ها نظراتشون رو بگن ! خيلي ممنون ميشم ....

پس تا بعد

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 14 فروردين ماه ، 1387 03:37:31 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

علی سنجه عمل انسانی است زیرا انسانیت ناب است . عرفای اسلامی در تعریف انسان آورده اند: انسان کامل جمع قبل است و بعد ، عالم محضر اوست، قرآن صورت کتبیه وجود اوست.
تا مظهر کامل انسانیت را نشناسیم میزان انسانیت خویش را و مسیر رشد را نمی دانیم. با ولایت او نماز کامل میشود که او مصداق بارز نعمتی است که خداوند به آن اشاره دارد ، نعمت ولایت.

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 14 فروردين ماه ، 1387 03:45:43 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

کل یکسال خراج آفریقا گردنبند زن عثمان بود اما علی ابن ابیطالب به دخترش ام کلثوم هنگام برگشتن از جشن عروسی یکی از آشنایان در حالیکه گردنبند کم ارزش چند درهمی را به ابن ابی رافع خزانه دار بیت المال بر می گرداندرسما گفت : "اگر نبودکه گردنبند را عاریه مضمومه گرفته ای اولین کسی بودی که در حکومتم بر تو حد جاری می کردم

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 14 فروردين ماه ، 1387 03:51:26 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

على عليه السلام شجاعى بود كه نام گذشتگان را محو كرد و محلى براى آيندگان باقى نگذاشت،در قوت ساعد و نيروى بازو نظيرى نداشت و يكضربت او براى قوى‏ترين شجاعان مرگ و هلاكت را پيش ميآورد چنانكه هيچ مبارزى از دست او جان سالم بدر نبرد و شمشيرى نزد كه احتياج بدومى داشته باشد و هر رزمجوى دلاورى را كه ميكشت تكبير ميگفت و در ليلة الهرير شماره تكبيراتش به 523 رسيد و معلوم گرديد كه 523 نفر از ابطال نامى را در آنشب بديار عدم فرستاده است (كشف الغمه ص 73 )

در جنگ احد پس از آنكه مردان رزمى قبيله بنى عبد الدار بدست آنحضرت كشته شدند غلامى از آن قبيله كه حبشى بود و صواب نام داشت در حاليكه بسيار خشمگين و دهانش كف زده بود سوگند ياد كرد كه بجاى كشته شدگان قبيله خود شخص پیامبر صلى الله عليه و آله را خواهم كشت!اين غلام ضمن اينكه شجاع بود جثه بزرگى هم داشت لذا مسلمين از او ترسيدند و جرأت مبارزه با او را نداشتند،على عليه السلام چنان ضربتى بر او زد كه او را از كمردو نيم نمود بطوريكه بالا تنه‏اش بزمين افتاد و نيم پائين در حال ايستاده ماند هر دو لشگر متعجب و مبهوت شده و مسلمين ميخنديدند (منتهى الامال جلد 1 ص 44 )

و بسياري ديگر از دلاوري هاي اين مرد آسماني ...



Last edited by brainbaran on چهارشنبه، 14 فروردين ماه ، 1387 04:07:34; edited 1 time in total
Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
brainbaran
کاربر ماهر
کاربر ماهر

Joined: Jan 17, 2008
Posts: 813





38919.68 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 14 فروردين ماه ، 1387 03:59:08 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

اميرالمؤمنين علی (ع) ، کتاب قراباذين اثر دانشمندان دانشگاه جندي شاپور را از پارسي به عربي ترجمه نمود. و دانشگاه جندي شاپور خوزستان جهت تدريس ادبيات، طب و علوم ديگر از ایشان دعوت بعمل آورد.
تدريس زبانهای خارجي ، زبان پارسي ساساني- زبان سرياني- خط پهلوي و تسلط و تكلم به لهجه ها و زبان ملتهاي جهان، حتي گويشهاي محلي كه غير از عربي، تلكم به زبانهاي فارسي، تركي، عبري، لاتين و هندي
تدریس مديريت به عوامل حکومتی - تدريس عرفان، فقه، علوم قرآني، فلسفه – تسلط کامل بر تاريخ گذشتگان و تاريخ ملل ديگر – تدریس دانش قضا و استوار ساختن اصول محاكمات حقوقي و جزايي بر مبنای فقه اسلام
- تقسيم هفده شتر به نسبتهاي يك دوم ويك سوم و يك نهم بين سه شريك توسط علی (ع)
-روزي شخصي بطور ناگهاني از حضرت امیر (ع) ميخواهد كوچكترين عددي را كه به كليه اعداد يك تا نه بخش پذير است بيان دارند (به اصطلاح امروزي ك.م.م. مشترك اعداد يك الي نه ) علي(ع) بدون تامل وحتي لحظه اي درنگ پاسخ مي دهند « اضرب ايام اسبوعك في سنتك »
-روزی علی (ع) پای مبارك را در ميان ركاب اسب گذارده بود زنی شتابان به مراجعه و دعوی حق نمود و مسئله خود را چنين شرح داد : برادرم وفات كرده و ششصد دينار را از خود بجاي گذاشته است و ورثه او بر من ستم نموده و تنها يك دينار به من داده اند .امام علي (ع) در پاسخش فرمود : مگر برادرت دو دختر نداشته ؟ زن گفت: آري . حضرت فرمود : سهم آنان دو سوم تركه است كه چهارصد درهم مي شود يك برادر مادري هم داشته كه سهم او يك ششم تركه است كه صد دينار مي شود زني هم داشته كه سهمش يك هشتم تركه است كه 75 دينار مي شود . دوازده برادر نيز داشته كه به هر كدام دو دينار مي رسد و باقيمانده تركه كه يك دينار است سهم تو مي باشد و آنگاه پاي ديگر را در ركاب گذارد و به طرف مقصد حركت كرد .

عمق بينش و دقت نظررياضي حضرت در تحليل مسائل گوناگون از بررسي همين چند مسئله فوق بروشني قابل استنباط است .

ابن ابي الحديد:
از علماي اهل سنت و معتزلي كه شرحي بر نهج البلاغه نگاشته است، قسم ياد مي كند كه خطبه دويست و شانزده نهج البلاغه را كه راجع به مرگ است در طول پنجاه سال بيش از هزار بار خوانده و هربار متنبه تر شده است.
ابن سينا:
نابغه دهر است صاحب دويست و سي و هشت اثر علمي است. او از حضرت علي به عنوان مركز و قطب حكمت و مدار اصلي و فلك حقيقت ياد مي كند ونيز مي گويد كه:
علي در ميان خلق چنان بود كه معقول در ميان محسوس

تا باده عشق در قدح ريخته اند وندر پي عشق عاشق انگيخته اند
با جان و روان بو علی مهر علي چون شير و شكر به هم بر آميخته اند


Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website Yahoo Messenger
kavire82
کاربر تازه وارد
کاربر تازه وارد

Joined: Mar 06, 2008
Posts: 17





1272.72 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 16 فروردين ماه ، 1387 15:40:56 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام بر همه دوستان

امیدوارم که تعطیلات نوروزی خوبی رو پشت سر گذاشته و سال خوبی را شروع کرده باشید.

دوست عزیزمان brainbaran، از این که زحمت کشیدید و از فضایل علی رضی الله عنه برایمان نقل کردید خیلی ممنونم ولی اگر اینها نتایج صحبتهایی بود که ما تا الان کردیم باید گفت که کم لطفی کردید.
احساس می کنم که من نتونستم منظورم رو در پست قبلی برسونم. من در عجبم که قبلا وقتی میخواستیم در مورد روایت ها صحبت کنیم تاکید داشتید که حتما باید با استناد به قرآن صحبت کنیم که ایده بسیار خوبی بود و مورد استقبال من هم قرار گرفت و تمام مباحث غیر قرآنی و بعضی سوالای بچه ها رو کنار گذاشتیم و به دلایل قرآنی پرداختیم.
و البته که زمانی که قرآن، سخن خداوند تبارک و تعالی هست نوبت به بقیه موارد نمی رسد چنانکه خود قرآن می فرماید :
وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا (فرقان / 33)
«ایشان هیچ مثلی نمی‌آورد مگر آنکه ما بحقّ و به نیکوترین تفسیر برایت آوردیم».

یکی از حرفهای خوب دیگری که خود شما قبلا به آن اشاره کردید این بود که« ما نباید بلندگوی دو طرف باشیم.»
چیزی که ما اینجا دنبال آن هستیم حقیقت هستش و چه بجاست که حقیقت را فقط و فقط به خاطر حقیقت بجوییم. طوری نباشه که هر کدام به چیزی که نزد خود داریم متعصب تر بشیم چنان که در قرآن داریم :

مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31)
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32) (روم / 31 و 32)

«........از مشرکین نباشید از آنانکه تفرقة دینی آورده و گروه گروه شدند که هر دسته وحزبی به آنچه خود دارند خوشحالند».


¨ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ .... (انعام / 159)
«محققاً آنانکه تفرقة دینی بوجود آورده و گروه گروه شدند تو ای رسول خدا از آنان نیستی».

به نظر من با این شیوه که در پیش گرفته شده ما نه تنها به حقیقت نخواهیم رسید بلکه ناخواسته داریم برای آتیشی که دشمنان اسلام برپا کرده اند هیزم جمع می کنیم.



Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    ...::: Ir-Micro.Com :::... Forum Index -> گفتگوی آزاد All times are GMT + 3.5 Hours
Goto page Previous  1, 2, 3  Next
Page 2 of 3
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum

 
 Jump to:   

Related topics
 Topics   Replies   Author   Views   Last Post 
No new posts آقا اگه کسی هست در مورد آی سی pt2262 کمکم کنه 3 electron000 9592 پنجشنبه، 6 مرداد ماه ، 1390 17:46:07
rds2003 View latest post
No new posts ارتباط سریال 1 ehsan_moq 4050 سه شنبه، 17 خرداد ماه ، 1390 21:10:29
ehsan_moq View latest post
No new posts :idea: ارتباط AVR بوسیله تماس با موبایل :roll: 210 brainbaran 95728 چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388 06:15:16
brainbaran View latest post
No new posts آیا این قظعات در ایران موجود هست ؟( فوری ) 3 haghyghat 3426 يكشنبه، 24 خرداد ماه ، 1388 20:52:19
haghyghat View latest post
No new posts آیا کسی هست مرا یاری کند؟؟؟؟؟؟؟ 3 mmmmmmmmmmmm 4412 جمعه، 18 مرداد ماه ، 1387 18:30:36
mmmmmmmmmmmm View latest post
 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

Ported to Platinum 7.6.b.4 V2 by sadeghkhafan

فروشگاه تخصصی برق و الکترونیک ایران میکرو
www.iran-micro.com
PHP-Nuke Copyright © 2005 by Francisco Burzi. This is free software, and you may redistribute it under the GPL.
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2 Persian

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.99 ثانیه