عضویت     ورود  داروي خشم خاموشي است . سقراط دوشنبه، 28 بهمن ماه ، 1398

کانال تلگرام


تبلیغات متنی


منوی سایت


جست و جو در بانك مقالات




مقالات جدید
تعداد شاخه ها: 30 عدد
تعداد مقالات: 758 عدد 1: آزمايشگاه الكترونيك - استاد محرري 
[دفعات مشاهده : 6218 بار]
 2: جزوه درس مخابرات 1 - دانشگاه فردوسي مشهد 
[دفعات مشاهده : 6175 بار]
 3: كتاب مهندسي تاسيسات / دكتر كلهر 
[دفعات مشاهده : 5981 بار]
 4: مجموع اعوجاج هارمونیک T.H.D 
[دفعات مشاهده : 5993 بار]
 5: كتاب "روش طراحي و تحليل مدارهاي الكترونيك" 
[دفعات مشاهده : 12727 بار]
 6: ادوات نوري 
[دفعات مشاهده : 5883 بار]
 7: كتاب اصول تلويزيون رنگي 
[دفعات مشاهده : 7793 بار]
 8: پروژه دزد گیر با سنسور تشخیص حرکت pir با قفل رمز الکترونیکی 
[دفعات مشاهده : 7187 بار]
 9: جزوه اندازه گیری الکتریکی 
[دفعات مشاهده : 6483 بار]
 10: سوالات کنکور کارشناسی ارشد 90 / گروه مهندسی برق 
[دفعات مشاهده : 8224 بار]
 11: آرشيو پروژه هاي 8051 
[دفعات مشاهده : 7038 بار]
 12: آرشيو پروژه هاي AVR‌ (ـ‌ 126 پروژه ) 
[دفعات مشاهده : 15013 بار]
 13: آموزش برنامه نويسي و كار با ماژول Sim300CZ با ميكروكنترلر AVR 
[دفعات مشاهده : 11159 بار]
 14: سوالات كنكور كارشناسي ناپيوسته 89 - گروه برق 
[دفعات مشاهده : 8460 بار]
 15: ارتباط میکروهای PIC با کمک پروتکل سریال I2C و نکات تکمیلی ماژول MSSP 
[دفعات مشاهده : 6598 بار]
 16: ساعت تقویم با کمک میکروکنترلر PIC و DS1307 
[دفعات مشاهده : 7160 بار]
 17: تایمرهای چند زمانه ( ساعت مرکزی ) با میکرو PIC 
[دفعات مشاهده : 6537 بار]
 18: ساعت تقویم شمسی مجهز به آلارم روزانه و هفتگی 
[دفعات مشاهده : 7436 بار]
 19: صفحه کلید وقفه ای با میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 6251 بار]
 20: کرنومتر دیجیتال با میکروکنترلر PIC با قابلیت ثبت 3 زمان 
[دفعات مشاهده : 6347 بار]
 21: طراحی و ساخت مدارات انتقال دیتا به وسیله ماژول های HMTR + پروژه چت متنی بیسیم 
[دفعات مشاهده : 10128 بار]
 22: سنسورهای حرارت 
[دفعات مشاهده : 8486 بار]
 23: کنترل وسایل برقی از طریق خط تلفن با میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 8548 بار]
 24: ارتباط سریال UART بین دو میکروکنترلر PIC 
[دفعات مشاهده : 6835 بار]
 25: گزارش کار آموزی : ماشین های ابزار کنترل عددی CNC 
[دفعات مشاهده : 7122 بار]
 26: کنترل وسایل به کمک ماژول HM-TR و میکرو AVR 
[دفعات مشاهده : 9715 بار]
 27: طراحی و ساخت کنترل از راه دور 1 کانال با کمک ماژول های ASK و آی سی های سری PT 
[دفعات مشاهده : 8145 بار]
 28: مجموعه رفرنس های آموزشی میکروکنترلرهای سری dsPIC 
[دفعات مشاهده : 7529 بار]
 29: مجموعه پروژه های میکروکنترلر AVR با کامپایلر بسکام 
[دفعات مشاهده : 12892 بار]
 30: طراحی و ساخت مدارات انتقال دیتا به وسیله ماژول های HM-T و HM-R با میکرو AVR 
[دفعات مشاهده : 10617 بار]


آخرين مطالب ارسال شده
· روش طراحي و تحليل مدارهاي الكترونيك[ 1 نظر شما چيه؟ - 40405 مشاهده ]
· اصول تلويزيون رنگي[ 0 نظر شما چيه؟ - 18745 مشاهده ]
· نرم افزار DigSilent[ 2 نظر شما چيه؟ - 21910 مشاهده ]
· AVR Tech Lib 2011[ 1 نظر شما چيه؟ - 25430 مشاهده ]
· مجموعه كنفرانس هاي سالينه ميكروچيپ / سال 2009 /[ 2 نظر شما چيه؟ - 23198 مشاهده ]
· آموزش كار با ماژول SIM300CZ با ميكرو AVR[ 4 نظر شما چيه؟ - 25636 مشاهده ]
· مجموعه فيلم هاي آموزشي نرم افزار Altium Designer[ 0 نظر شما چيه؟ - 39849 مشاهده ]
·  سوالات كنكور كارشناسي ناپيوسته 89 - گروه برق[ 0 نظر شما چيه؟ - 20576 مشاهده ]
· لينك دانلود مجله October 2010 / SERVO[ 0 نظر شما چيه؟ - 17520 مشاهده ]
· Catalog CA 01 (10/2009) / International version[ 0 نظر شما چيه؟ - 22023 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]


زبان
انتخاب زبان نمایش :



مطالب جديد
· 1: Polycrystalline Diamond X-ray Sensors: Intensity and Field Dependent Response
· 2: A Stair-Like CIM System Architecture
· 3: بانکداري سیار در ایران، چالشها و موانع، ارائه راهکارها بر اساس مدل پذیرش فناوري (TAM)
· 4: بررسی تعرفه مخفف انرژی در مدیریت مصرف ساعات پیک مشترکین عمده
· 5: A NEW METHOD FOR AVOIDING OVERVOLTAGES WHEN CLEARING D.C.-LINE FAULTS WITH A LOW SCR HVDC STATION
· 6: An Efficient Message-Passing Algorithm for Optimizing Decentralized Detection Networks
· 7: Wood Species Recognition Using GLCM and Correlation
· 8: A CMOS Integrated DNA-chip for hybridization detection with digital output
· 9: تحليل و برآورد ظرفيت ترانزيت در شبكه هاي انتقال به كمك الگوريتم هاي ژنتيك
· 10: Colossus: Its Origins and Originators
· 11: IEEE Std 1566™-2005
· 12: A High Throughput Efficient Approach for Decoding LDPC Codes onto GPU Devices
· 13: صرفه جویی در توسعه شبکه های توزیع و انتقال نیرو
· 14: Capacity of SOA-Assisted SAC-OCDMA
· 15: بررسي وبهينه سازي فراينداحياء فيلترهاي كاتيوني –سديمي تصفيه خانه
· 16: A NOVEL METHOD FOR AUTOMATIC 2D-TO-3D VIDEO CONVERSION
· 17: Designing for Feel:Contrasts between Human and Automated Parametric Capture
· 18: Forecasting of Electricity Prices with Hidden Markov Models and Wavelet Transform
· 19: Multi-layer Perceptron Architecture for Tertiary Structure Prediction of Helical Content of Proteins
· 20: Improved Power System Stability and Reliability using Innovative Energy Storage Technologies

[ آخرين مقالات ]


ارسال مقاله به سايت

 



...::: Ir-Micro.Com :::... :: View topic - نمايشگاه نقاشي sanam_chz


نمايشگاه نقاشي sanam_chz
Goto page Previous  1, 2, 3 ... 19, 20, 21 ... 23, 24, 25  Next
 
Post new topic   Reply to topic    ...::: Ir-Micro.Com :::... Forum Index -> گفتگوی آزاد Printable Version
View previous topic :: View next topic  
Author Message
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 24 اسفند ماه ، 1388 01:41:41 Reply with quote Scroll Down to Next postGo to last Post of Page

آرزوهای ویکتور هوگو براي شما
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم حيواني را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برايت آرزو کنم

ويكتور هوگو

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 25 اسفند ماه ، 1388 01:26:06 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

باز هفت سين سرور، ماهي و تنگ بلور، سكه و سبزه و آب، باز نوروز سعيد، باز هم سال جديد، باز هم شادي عيد، باز باران بهار، باز اسفند و گلاب، باز آن سوداي ناب، كور باد چشم حسود، باز تكرار دعا، يا مقلب القلوب، يا مدبر النهار، حال ما گردان تو خوب، راه ما گردان تو راست.نرم نرمك ميرسد اينك بهار.خوش به حال روزگار.
Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 25 اسفند ماه ، 1388 01:46:30 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

اخرین روزهای سال 88...

چگونه از اخرین لحظات سال جدید استفاده کنیم به گونه ای که لذت ببریم ؟!
شما در ابتدا باید چیزهای زیادی را بدانید ...

اولا چهارشنبه سوری نام یک دوره زمانی است که از 1 ماه قبل سال تحویل اغاز می شود و دقیقا تا لحظه سال تحویل ادامه دارد و روز مشخصی ندارد
دوما برای شادی نمودن در این ایام از هرگونه وسیله ای اتش زای از کبریت گرفته تا بمب و نارنجک های مخرب استفاده می شود...
سوما توجه داشته باشید با در نظر گرفتن تمامی وسایلی که در این ایام استفاده می شود فرق چندانی با جنگ جهانی ندارد پس همراه داشتن هر گونه وسیله دفاعی و ذره پوشی هیچ منعی ندارد

در این دوران که از اول ماه اسفند اهسته اغاز شده و افراد کم کم تمام عقده های خود را خالی نموده و به ارامشی نصبی و یا کامل در قبرستان نائل می شوند
ابتدا از کبریت استفاده کرده و به تکنیک خاص گوسفندی بر روی جعبه گذاشته و با حرکت یک انگشت ( ببخشید سم ! ) ان را پرانده و در همین حین سیخ کبریت مورد نظر اتش گرفته و به روی لباس همکلاسی هایتان می افتد
نگران نباشید با تنظیم فاصله کبریت تا به لباس انها برسد خاموش می شود
توجه داشته باشید این حرکت قبیح و غیر اخلاقی را در رو به روی استاد انجام ندهید و طوری تنظیم زمان کنید که استاد در همان لحظه از غیب نازل نشود که در ان صورت سر و کارتان با اموزش و حراست خواهد بود!!
ولی اگر هم استاد و یا انتظامات شما را گیر انداختند می توانید بگویید که می خواستید سیگار دوستتان را روشن کنید !!!
در این حالت حتی الامکان سعی کنید دوستتان ( فرد مورد ضرب و شتم !! ) دختر نباشد !!!!

در نزدیکی های هفته جدید شما می توانید از ترقه های کوچک استفاده کنید و دم در دانشگاه جلوی پای دوستان خود بیاندازید
در هفته سوم می توانید ترقه های بزرگتری مثل نارنجک از خود در کنید !!
و به گونه ای زیرکانه ان را پشت پای استاد خود بیاندازید که بوی نبرد چه کسی بوده است
پریدن وی در فاصله 3 متری از زمین بسیار دیدین دارد ...!!
سعی کنید استاد فوق الذکر از 60 سال بالاتر نداشته باشد که ممکن است با ایستادن قلب وی مواجع شوید ( که شامل خارج شدن روح از بدن و سنکوب کردن می باشد ) البته این امر حیله ای خوب است برای خلاص شدن از امتحانات میان ترم بعد از تعطیلات نوروزی......

و اما در هفته اخر ماه اسفند ...
پس از کار کردن و تمرین های زیاد بر رویه در و دیوار و ماشین های مردم ( اساتید و دوستانتان که تازه ماشین خریده اند و نگذاشته اند شما یک چرخ با ان بزنید )می رسیم به روز موعود که روز اوج چهارشنبه سوری نام دارد که در روز سه شنبه بعد از ظهر تا صبح فردای ان صورت می گیرد که از هرگونه اقوام و اقلام مختلف می توانید استفاده بفرمایید

اگر از اتش زدن دفتر و جزوه ها و کتب دوستانتان که هرگز به شما جزوه نداده اند بگذریم به اساتید گرانقدر می رسیم که اگر در سر راه شما قرار گرفتند حتما انها را مجبور به در کردن حرکات موزون کنید و یا اینکه کتشان را در اتش بیاندازید و یا مجبورشان کنید با کت و شلوار نو عیدشان از رویه اتش بپرند ...!
توجه داشته باشید در این مرحله باید صورت خود را به شکل ناشناس و نا محسوس بپوشانید

پس از پایان روز موعود پسلرزه های ویبره ی وجودیتان که هنوز در موج بزرگ چهارشنبه سوری بسر می برد را در ایام باقی مانده خالی فرمایید و ته مانده ترقه هایتان را در گوشه و کنار خیابان ها و پیاده روها و حیاط دانشگاه مزین کنید که مبادا پولتان حرام بشود
و دوستانی که شانس این را از دست داده اند تا چهارشنبه سوری را به پایان برسانند و در تعطیلات نوروز در بیمارستان به سر برده اند و انواع جراحی های پلاستیکی و مشمای و پلاستیک فشرده و رنگ و پلاستیک و... را امتحان کرده اند می توانند در روز 13 به در باقی مانده عقده های خود را خالی کرده و مابقی ترقه ها را از بین ببرند تا انشاا... از این عمل وی جیب مبارک بیمارستان ها پر پول گردد و به نوای برسند ... !!

یک شعار گوسفندی وجود دارد که می گوید : در سال فقط یک روز است که می شود ترکید و ان چهارشنبه سوری ست
پس در ان روز خوب خود و اطرافیانتان را بترکانید !!

و در اخر برای شادی روح تمامی انهای که در میان هیاهوی صدای ترقه ها از میان ما پرکشیده اند دعا کرده و اگر افاقه نمی کند یه اکس دارم می خوای ؟!!

محقق و تحلیلگر :sanam_chz
به قلم زنده یاد و تازه گذشته از خیابان : گوسفند اعظم
تجربیات جوانی جلد 10 ... !

Back to top
View user's profile Send private message
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 25 اسفند ماه ، 1388 16:05:35 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

ما نمی دانیم چرا ؟!

ما کودکان سوال های زیادی همیشه برایمان ایجاد می شود که جوابی برای انها نیست !
ما نمی دانیم چرا وقتی سال به 12 ماه می رسد و هنگامی که می خواهد سال متحول گردد خانه های ما ویران می گردد؟!
ما نمی دانیم چرا پدران و مادران ما لباس های مرتب خود را عوض کرده و هر روز با لباس کلفت وار دست به عوض کردن دکوراسیون خانه می زنند!؟
ما نمی دانیم چرا تمام سال پدر بخت برگشته ی ما کار می کند و پول در می اورد و انها را به حساب پس انداز شخصی خود می ریزد حق نداریم یک عدد اسباب بازی جدید بخواهیم و یا حق نداریم دفتر جدیدی برای مشقهایمان خریداری کنیم اما به هنگام سال تحویل مادرمان تمام پول ها را از پدر گرفته و خرج تغییر دکور و عوض کردن مبلمان چرمی راحتی به سلطنتی و یا بر عکس می کند ؟!
ما هنوز درک نکرده ایم مگر جای اشپزخانه یمان بد بود ؟! یا اینکه مگر چه فرقی می کند اگر اشپزخانه را از این طرف پذیرای به ان طرف پذیرای ببرند که ایا تغییری در سایز و اندازه پذیرایمان ایجاد می شود یا نه ؟!
ما هنوز نتوانستیم بفهمیم رنگ دیوار ها چرا باید صورتی باشد ؟! و پرده های پذیرای گلبهی و مبلمان قهوه ای سوخته ؟!
ما نیز بارها به پدر و مادر عرض نمودیم که این یک نوع تناقض رنگ امیزی است و هیچ بنی بشری این ترکیب را نمی پسندد !! اما انها هر بار می گویند از دنیا چه می دانی هنوز دهانت بوی شیر می دهد و خیلی مانده تا بزرگ شوی و پا در اجتماع بگذاری !!
ما هنوز درک نکرده ایم که ترکیب رنگ و دکوراسیون چه ربطی به ناهنجاری های اجتماعی دارد ؟!
ما هنوز ندانستیم که چرا به محض اینکه فارغ از خرید خانه به منزل باز می گردیم ما را دوباره به بیرون می فرستند تا دوباره خرید کنیم ؟!
ما نمی دانیم در این میان نقش تلفن همراه چیست ؟؟؟!!! اما هر چه که هست در این شرایط گویا کارای ندارد ...
ما هنوز نتوانستیم این را به پدران و مادرانمان بفمانیم که وقتی خسته از بیرون می اییم لطفا ما را برای بار دهم به بیرون نفرستید ! واگر کار واجبی است و واقعا چیزی نیاز دارید حداقل یک لیوان اب خنک به ما بدهید خدا را خوش نمی اید ....
ما هنوز نتوانستیم بفهمیم چه لزومی دارد تلویزیون فلترون 26 اینچی را که پارسال برای منزل خریداری کرده ایم را امسال با مدل بالاتر و بزرگترش عوض کنیم ؟! مگر پذیرای 6 در 4 ماجوابگوی مبلمان سلطنتی 12 نفره و تلویزیون 74 اینچ ( سینمای خانوادگی ) است ؟؟!
ما نمی دانیم چرا باید شیشه های پذیرای را از بیرون در طبقه ی دهم ساختمان تمیز کنیم ! وقتی پشت پرده ی ضخیم می رود و دید ندارد ؟!
ما نمی دانیم دستمال کشیدن کانال کولر یعنی چه ؟!
ما نمی دانیم چرا نباید از 1 ماه قبل سال تحویل روی فرش ها نشست و یا در درون اشپزخانه چیزی خورد ؟!
ما نمی دانیم چرا همسایه های طبقه های پایین و پایین تر این را درک نمی کنند که وقتی تمامی پله ها را در سطح ساختمان تمیز کرده ایم و شسته ایم نباید کثیف کنند ؟1
ما نمی دانیم چرا باید خودمان تنهای تمام تعمیرات خانه را انجام دهیم و کارگر نگیریم ؟!
ما همچنین نمی دانیم چرا وقتی در تمام مراحل و کارهای منزل به پدران و مادرانمان کمک می کنیم به کمک ما نمی ایند برای تمیز کردن یک اتاق همه اش 2 در 3 ؟!
ما نمی دانیم و نمی توانیم درک کنیم چه لزومی دارد ماهی قرمز را از 1 ماه قبل خریداری کنیم تا در روز سال تحویل بمیرد ؟1
ما نمی دانیم چرا سبزه های که از 1 ماه پیش همراه ماهی قرمز خریده ایم در لحظه سال تحویل زرد می شوند ؟1
ما نمید انیم چرا مادرمان روز قبل سال تحویل گم می شود ! و ا هفته بعد از سال تحویل پیدایش می شود ! و به جای او در این مدت خانمی با موهای طلای و چشمانی ابی و ابروهای هشتی دراکولای پدیدار می گردد ؟!تازه بعد از ان یک هفته مادرمان کلی عوض شده است ؟!
ما همچنان نمی دانیم چرا در اخرین هفته ی ماه دوازدهم سال صداهای نا به هنجار از دورن کوچه و خیابان می اید و دل ما را ریش می کند ؟!
ما نمی دانیم چرا کودکان و فرزندان کوچکتر از ما وقتی ما رامی بینند که تا خرخره پر وسایل هستیم زیر پایمان ترقه می اندازند ؟! و ما مجبوریم برای تجدید تمام چیزهای که شکسته و له شده اند باز به بازار برویم ...
ما نمی دانیم چرا دقیقا لحظه سال تحویل باید برویم بیرون و یک عدد شمع بخریم ؟!
ما نیز و همچنان نمی دانیم معنی عیدی دادن و عیدی گرفتن چیست ؟!
ما نمی دانیم چرا وقتی به گرفتن عیدی می رسد چون سن و سالی از ما گذشته عیدی کمتری می گیریم ولی خواهر بزرگمان عیدی بیشتری می گیرد ؟! و تازه همان عیدی که می گیریم اخر شب به پدرمان عیدی دهیم که پول در جیبش ندارد !!
ما همچنین نمی دانیم چرا حق نداریم با دوستانمان به بیرون شهر و یا مسافرت برویم چون عمه ی بزرگ شوهر خاله ی دختر عموی مادریمان می خواهد از شهرستان به خانه ی ما بیاید ؟!
ما نمی دانیم چرا نباید وقتی هنوز مهمانی به خانیمان نیامده دست به سیاه و سفید بزنیم ؟!و سر جایمان بتمرگیم ؟!
ما نمی دانیم چرا وقتی دوستان خواهرمان می ایند ما باید برای پذیرای از انها برویم ؟!
و ما هنوز نتوانستیم بفهمیم معنی سال تحویل چیست ؟!
و ایا خانه تکانی می کنند یا خانه ترکانی ؟1
و ما نمی دانیم چرا؟!
چرا باید هر سال به سال بعد هر 11 ماه 1 ماه حال ما را پدرانمان و مادرانمان به انواع مختلف از ما بگیرند !
ما نمی دانیم چرا؟!

sanam_chz

Back to top
View user's profile Send private message
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: پنجشنبه، 27 اسفند ماه ، 1388 01:43:59 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

توصیف بهار، بی شک یکی از مهمترین و کهن ترین دغدغه های ذهنی و عینی بشریت در دوران تحصیل بوده است، که این امر بر رشد و تعالی ادب و فرهنگ و تمدن بشری نیز اثرات انکار ناپذیری بر جا گذاشته است. اخیرا پژوهشگران موفق شده اند گوشه هایی از انشاهای بهارانه برخی از چهره های معروف ادبی معاصر را کشف کنند که نظر شما را به آن جلب می کنیم:





محمد علی جمالزاده:

البته واضح و مبرهن است و بر هیچیک از ابنای بشر پوشیده نیست که بهار یک فصل خوب و زیبا و قشنگ و لطیف و چشم نواز و معتدلی است و طبق ضرب المثل معروف: «سالی که نکوست از بهارش پیداست"، سالی که نکوست، لاجرم از همان بهارش پیدا بوده و این را آناتول فرانس که خدا غریق رحمتش کند در کتاب معروف خود اشاره کرده و می نویسد: «آه ای بهاری که می آیی! به سوی من بال و پر بگشا و سالی که نکوست، همان از تو پیداست.» و شاعر شیرین سخن وعلیه الرحمه شیراز نیز در همین حیص و بیص می فرماید که بامدادانش هم خیلی حالا تفاوت نکند لیل و نهار در همین فصل بهار ...





صادق هدایت:

در زندگی، بهارهایی است که مثل خوره سرمای زمستان را آهسته آهسته در ملائ عام می خورد و می تراشد. این زوال و مرگ تدریجی سرما و آمدن گرما را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این جابجایی باور نکردنی فصلها را جزو اتفاقات و پیشامدهای عادی و طبیعی بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، بر سبیل عقاید جاری به او بخندند. آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماورائ طبیعی و جوی، این انعکاس سایه آفتاب و آب شدن برفهای کوهها و جاری شدن رودخانه ها و گرم شدن هوا و خاموش شدن کرسی ها و کم شدن بالاپوش ها پی خواهند برد؟ من فقط به شرح یکی از این تغییر فصلها می پردازم که خودم آن را دیده ام و معلم محترم از من خواسته است ...





صادق چوبک:

زمستان توی جویها تفاله چای و انار آب لمبو و هندوانه درشت گندیده و پوست پرتقال و پوست نارنگی و پوست میوه های دیگر قاتی یخ بسته می شود ولی در بهار این زرت و زیبل ها حرکت می کنند و هوای برفی آمیخته با دمه بخار آخرین پرده غم انگیز زندگی را از زیر سبیل کلفت و سیاهش بالا می کشد. در پارکها، بوی کود و پهن اسب و قاطرهای مافنگی جابجا پای گلها و درختهای نزار و تنها و سرگردان و بدبخت و فلک زده با بوهای ناجور دیگری مخلوط می شود و نشان می دهد که بهار دارد می آید ...





احسان طبری:



اول بهار، هوا همچنان سرد است. البته، این اولین حمله سپاه بیدادگر زمستان به اردوگاه زحمتکشان بهاری نیست و آخرین آن هم نخواهد بود. چرا که البته واضح و مبرهن است که بر اثر رشد تدریجی نیروهای مولد و تقسیم کار و پیدایش مالکیت خصوصی، تاریخ و طبیعت و جامعه، همواره صحنه کارزار میان سرمایه داران و کارگران بوده و در اینجا نیز زمستان کاپیتالیست در مذبح انباشت سرمایه های مربوط به برف و باران، آرمان های مساوات طلبانه آب و هوایی بهار را به شیوه ای غیر انسانی قربانی کرده و نمی گذارد انسان طراز نوین پیروز شده و انشای ما به سرانجام برسد.





جلال آل احمد:

صبح است با نم نم بارانی. و مردم در خیابانها: چه مقلدهای بی دردسری برای فرنگی مآبی! و چه آسفالتی شبیه فلان گوشه ینگه دنیا ... و چه روشنفکرهای جغله ای! درست مثل واگن شابدوالعظیم که می آیند و می روند و خیانت می کنند: تضاد اصلی بنیادهای سنتی ایرانی با تحول و ترقی فرنگ و آمریکا. و نمونه اش همین خیابان و تمدن و بهار و درخت، که می بینم طاقت ندارم. خاک بر سر مملکتی که زمستان و بهارش اینجوری است، که خرگوشی از دم تیر صیادی و همانجور کج و کوله ...





ابراهیم گلستان:

دو روز بود که زمستان رفته بود، که بهار بود، که بعد از سال نو بود، که معلم گفته بود بنویسیم انشا. ما، در میان جفتک و قیقاج، می رویم که بنویسیم انشا را توی دفتر. می نویسیم وقتی که ته می کشد نوک مدادمان و می تراشیمش خرت و خرت و خرت ...و کلمات لای ورق می لغزد و برمی گردد میان راه توی کوچه و توپ رنگی که می دود در آسمان و شیشه خانه همسایه وبر پدر مردم آزار و دلنگ و دلنگ و صدای زنگ. مادر می گوید: «پاشو.» می گویم: «خوب.» می گوید: «خوب و زهر مار. در را باز کن.» کوچه، مانند رودی و قاصدکی بیرون و انشایی داخل ...





شهرنوش پارسی پور:

بهار داشت می آمد. مردم مشغول زد و خورد و کشتن یکدیگر بودند و مردها داشتند زنها را تکه پاره می کردند. مرد به زن می گفت: «اصلا معنی ندارد زن برود بیرون، خانه مال زن است، بیرون مال مرد.» زن فکرش را عریان کرد و مغزش را عریان کرد و با لحنی خیلی لخت و عریان به مرد گفت: «دلم می خواد، چیکار داری؟! «او، باید بدین وسیله از حقوق حقه خود دفاع می نمود و سکوت، دیگر بی معنی بودو تصمیم گرفته بود حرف بزند. اندک اندک خیابانها خلوت شد و مردم مشغول تاسف خوردن شدند که قبلا چه زندگی خوبی داشتند و الآن چقدر بدبختند. مردان به خانه ها رفتند و با کمربند به جان زنها افتادند و زنان بدون مردان که نمی دانستند چرا کتک می خورند، حیرت می کردند و با محبت لبخند می زدند و علتی برای عصبانیت نمی دیدند و بنابراین مرتب بچه می زاییدند و این بود انشای ما، راجع به فصل بهار ...





رضا براهنی:

می کوبند در توصیف بهاردَفدَ فدَدَفدَدَف من در شلدود دفقمندوظ سیاره های باغهای چلچله فیل آویزان که نه، انحنای ذوزنقه نیمرخ پرتقال(اوهو اوهو)از آن شلتوک بر بام شیر شتر هق هق دیوانه کالینگور در انشای ما که الهی دورت بگردم ... الهی دورت بگردم ... اوهو ای ی ی ...





میر جلال الدین کزازی:

بهار در درازنای تاریخ آمد و دیولاخ زمستان رَفت(اگرچه رُفت بایسته شمرده می شود ولی در اینجا، رَفت به صواب نزدیک تر است.) برگ بر فرازنای بسیارشاخان(همان گیاهی که مهریان کهن آن را درخت می نامیدند و اکنون نیز همان می نامند) رویید، چنان سترگ که بتوان بند بر آن ببست و تاب بازی کرد، با نازانی و تازانی، و این بود نبشتهَُ ما ...





مصطفی مستور:

بهار زیبای من! چه با شتاب آمدی! در زدی. گفتم: «برو دیگه دوسِت ندارم، اسمتو نمیخوام بیارم ..."اما نرفتی و باز کوبه ی در را کوبیدی و با خودت بغل بغل گل و گیاه و اشک و آه و ناله و عرفان والای روحانی آوردی. آن قدر که گونه های من خیس شد. گفتی دوست ات دارم و رفتی. ناگهان تاب از کف دادم و به دشت و دمن آمدم و پاکوبی کردم و سماع کردم و صفا کردم. دوستت دارم بهار. صدبار دوستت دارم. هزاربار دوستت دارم. صدوچهار هزار و پانصد و نود وشش بار دوستت دارم. . I LOVE YOU. آخ که هر چه بیشتر بگویم دوستت دارم، انگار که بیشتر دوستت دارم. کاش تو نبودی زمستان بود. کاش دل نداشتم. کاش دل ات بودم. کاش قلوه ات بودم. کاش ریه ات بودم. کاش جهاز هاضمه ات بودم، ای بهار!





نورزتان مبارک

با آرزوی سالی سرشار از موفقیت و شادکامی
برای شما و خانواده گرامیتان

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
parnian1
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Jan 10, 2009
Posts: 142




Location: karaj
87825.52 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388 01:39:17 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

درد دارد در آستانه عید ، حوصله ت از بهار سر برود

روزهایت شبیه عمر زمین ، وسط کهکشان هدر برود

بی هدف با خودت قدم بزنی قاطی ازدحام ماشین ها

گام هایت معلق و حیران ، سمت جاهای پر خطر برود

درد دارد که اختیارت را بدهی دست روزگار سمج

اعتبار تمام زندگی ات ، پای دنیای بی پدر برود

هی سرت را به شیشه ها بزنی ، یک نفر را فقط صدا بزنی

او حواسش به تو نباشد و بعد... مثل یک مرد رهگذر برود

درد دارد خیال عشق کسی ، هی بیفتد به جان روح و تنت

مثل یک گرگ هار توی سرت با ، لش خاطرات ور برود

بعد ، تو با خودت قدم بزنی لابلای هزار فکر سیاه:

نکند با تو حرف هم نزند ؟ نکند از تو بی خبر برود؟

درد دارد ولی هنر یعنی درد را مثل عطر بو کردن

اه ! چه سخت است بین اینهمه چیز ، دل آدم پی هنر برود

روزهایت در آستانه عید ، تن خسته ت در آستانه ضعف

کاش این خواب بد تمام شود ...کاش این درد ، زودتر برود

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 29 اسفند ماه ، 1388 16:14:15 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام خدمت دوستان عزیز سایت
امیدوارم خستگی خونه تکونی های این روزا تویه این لحظه های واپسین در رفته باشه ...

... اما ...

هفت سین سایت ...

__________________

Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size


__________________

عید بهارانیتان پیشا پیش مبارک بادتان

برای ما هم دعا کنید ان لحظه که از شادی لبریز و مسرورید و در گذر ثانیه ها با خدا به خلوت نشسته اید و سال نو را به نیایش برخواسته اید...

دستان پر نیاز ما را پرگردان ای خدا از برکات این سال جدید...

تولدت مبارک ای ساله هزاره و سیصد و هشتاد و نه...

Back to top
View user's profile Send private message
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 7 فروردين ماه ، 1389 22:45:20 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام خدمت همه دوستان سایت

خسته مهمون داری ها نباشین و امیدوارم عید دیدنی ها بهتون خوش گذشته باشه ...

و با عرض پوزش در تاخیر طرحها....
______________________

217
Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size


218
Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size


219
Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size


220
Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size


221
Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size


222
Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size


____________________

امیدوارم خوشتون بیاد

برای ما هم دعا کنین
بدرود

Back to top
View user's profile Send private message
steghlalt
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

Joined: Apr 05, 2009
Posts: 67





801979.98 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 9 فروردين ماه ، 1389 10:19:35 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام دوستان سال نو مبارک
به به صنم جان چقدر خوشحال کننده است که دوباره فعالیت خودت رو تو نمایشگاه شروع کردی خیلی خوشحال شدم

امیدوارم تمامی دوستان سالی سرشار از موفقیت و سلامتی داشته باشند و به همه آرزوهاشون برسن

Back to top
View user's profile Send private message
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 14 فروردين ماه ، 1389 21:39:07 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام

به به صنم خانوم ؛ راه گم كرديد ، چه عجب از كدوم ورا ؟!! خيلي خوبه كه دوباره تشريف اورديد . به نظرم بايد تلافي اين مدت غيبتتون رو بكنيد و با طرحاي توپ اينجا رو بتركونيد tick

راستي اين 217 خودتونيد ؟؟!!!


__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: دوشنبه، 16 فروردين ماه ، 1389 00:08:27 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام به همه دوستان

خوش اومدین سفرا بی خطر؟1 ببینم سوغاتی چی اواردین؟؟؟ ......... Shocked Very Happy
ممنون از محبت گرم شما.... بله از خودمه باریکلا به این هوش......... Mr. Green

من واقعا از همه معذرت می خوام و شرمنده ام
ولی به خاطر خراب شدن کامپیوترم نمی تونم دیگه طراحی کنم
و دیگه نمی تونم بیام تو سایت
بازم ببخشید

کامپیوترم که درست بشه حتما جبران می کنم

بازم ممنون از محبت شما

موفق باشید
بدرود

Back to top
View user's profile Send private message
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: سه شنبه، 31 فروردين ماه ، 1389 23:11:57 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام

صنم بانو ظاهرن كارش با كامپيوترش بيخ پيدا كرده Laughing خدا ايشالا همه رو از شر ويروس جماعت حفظ كناد tick





سال های حرام

در قبائل عرب همواره جنگ بود، اما مكه "زمين حرام" بود و ماه هاي رجب، ذي القعده، ذي الحجه و محرم "زمان حرام". دو قبيله كه با هم مي جنگيدند، تا وارد ماه حرام مي شدند، جنگ را موقتأ تعطيل مي كردند؛ اما براي آنكه اعلام كنند كه "در حال جنگند و اين آرامش از سازش نيست، ماه حرام رسيده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد يافت" سنت بود كه بر قبه ى خيمه ى فرمانده ى قبيله پرچم سرخي مي افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم، همه بدانند كه "جنگ پايان نيافته است". آنها كه به كربلا مي روند، مي بينند كه (به ظاهر) جنگ با پيروزى يزيد پايان گرفته و بر جنگ، آرامش مرگ سايه افكنده است. اما مي بينند كه بر قبه ي آرامگاه حسين، پرچم سرخي در اهتزاز است. بگذار اين "سال هاي حرام" بگذرد!

دكتر على شريعتي


__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389 21:18:42 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

بهارانه ....

پای پنجره نشسته بود و قطره های باران را می شمرد در دلش غوغا بود مثل رعد و چشمانش مثل ابر خیس خیس
ذره ذره شوق نفس هایش می تپید و نمی دانست به این شوق بگرید و یا بخندد ... ناگهان سبز برگ تن سرد شمدانی لرزید و به خواب رفت
مثل شاپرکی شد بر بال مست شهاب و رفت به رویا ....
تا چشم گشود پنجره . دید تمام احساس شمدانی خواب است از نم باران خورده دیشب و غنچه ای کوچک زیر برگی سبز چهره گشوده است...


sanam_chz

Back to top
View user's profile Send private message
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 4 ارديبهشت ماه ، 1389 00:00:57 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر باز اين قفس را

بر شکن و زير و زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ

نغمه آزادي نوع بشر سرا

در نفسي عرصه اين خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم جور صياد

آشيانم داده بر باد

اي خدا اي فلک اي طبيعت

شام تاريک ما را سحر کن

نو بهار است گل ببار است

ابر چشمم ژاله بار است

اين قفس چو دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس اي آه آتشين

دست طبيعت گل عمر مرا مچين

جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين

بيشتر کن بيشتر کن بيشتر کن

مرغ بيدل شرح هجران

مختصر كن مختصر كن مختصر كن


محمدتقي بهار سروده شده در 1306


__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 10 ارديبهشت ماه ، 1389 00:48:19 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

روزی سقراط (حکیم معروف یونانی)، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم، جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت: خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است."
سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟ مرد گفت: مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت: همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی، آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است، روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد، هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش، نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است، دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.


__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 10 ارديبهشت ماه ، 1389 19:28:05 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

عشق امدنی بود نه اموختنی ....

عشق یعنی مستی و دیوانگی / عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر / عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به در اویختن /عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن / عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن و ساختن / عشق یعنی زندگی را باختن
....
عشق یعنی انتظار و انتظار / عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن / عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب / عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی با پرستو پر زدن / عشق یعنی اب بر اذر زدن
....
عشق یعنی سوزنی اه شبان / عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعر دل سوخته / عشق یعنی اتش افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن / عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن / عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی یک تیمم یک نماز / عشق یعنی عالمی راز و نیاز
....
عشق یعنی چون محمد پا به راه / عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست / عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچو من شیدا شدن / عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون / عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود / عشق یعنی یک سلام و یک درود

Back to top
View user's profile Send private message
Ramin_Ghn
مدیر انجمن
مدیر انجمن

Joined: May 07, 2007
Posts: 486




Location: تبریز
929423.18 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389 13:56:40 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

عکس دسته جمعی شخصیت های کارتونی :
تداعی خاطرات گذشته

Click to view this image at its original size
Click on the image to view it at its original size

Back to top
View user's profile Send private message Visit poster's website
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389 21:40:11 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

مرسي رامين جون با حال بود ولي سوباسا كو ؟؟!!!

راستي من اين تاپيك زنگ تفريح رو خيلي وقته نمي تونم بازش كنم مي توني يه كاريش بكني ؟!!


__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
Ramin_Ghn
مدیر انجمن
مدیر انجمن

Joined: May 07, 2007
Posts: 486




Location: تبریز
929423.18 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389 23:15:22 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام عادل جان
Quote:
مرسي رامين جون با حال بود ولي سوباسا كو ؟؟!!!

اون ان شاءالله در سری عکس های دسته جمعی شخصیت های کارتونی ژاپن...!!!!!البته اگه آقا کاکرو افتخار بدن و عسک دسته جمعی بندازن...آخرین باری که دیدمشون باهم مشکل داشتن(سوباسا و کاکرو) Shocked


Quote:
راستي من اين تاپيك زنگ تفريح رو خيلي وقته نمي تونم بازش كنم مي توني يه كاريش بكني ؟!!

آره منم نتونستم بازش کنم...فعلا به غیر از آقا حامد کس دیگه ای قادر به ویرایش و ... تاپیک ها نیست...بایستی دست به دامن ایشون بشیم. tick
مچکرم

Back to top
View user's profile Send private message Visit poster's website
saleh_chz
مدیر انجمن
مدیر انجمن

Joined: Jan 10, 2008
Posts: 2583




Location: مشهد
3054267.20 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1389 12:21:23 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلــــــــــــــــــــــــــــام برو بچ دمش گرم سايت عزيزم !

خوفيد رفقا ؟ چه خفلا ؟ دماغا چاقه ؟
به به به رامين خان هم كه مدير شده . اي ول رفيق ! اميدوارم شما به جاي همه ي بدي هاي ما واسه ي دوستان خوبي جبران كني .

همشيره ي محترم هم كه خبري ازش نيست . كجايي آبجي ؟
به نظر شما ميشه يه نمايشگاه راه انداخت توي نگارخانه ي ميرك ؟

زنده باد

( عمه ي سايت ،‌پايه ي قديمي ،‌گرفتار فعلي )

Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail Visit poster's website
Ramin_Ghn
مدیر انجمن
مدیر انجمن

Joined: May 07, 2007
Posts: 486




Location: تبریز
929423.18 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1389 17:18:43 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

سلام آقا صالح خوبی....قربونت.. چه خبر؟نیــــستی؟
Quote:
به به به رامين خان هم كه مدير شده . اي ول رفيق ! اميدوارم شما به جاي همه ي بدي هاي ما واسه ي دوستان خوبي جبران كني .

والا مدیر که چه عرض کنم Shocked ، مدیر هم مدیرای قدیم(می گن همه چیز تازه اش خوبه الا مدیر ....درست گفتم!!!!!! ) Mr. Green ، ما که از پس این کارا بر نمیایم..باز شما..
مخلص شما

Back to top
View user's profile Send private message Visit poster's website
sanam_chz
کاربر فعال
کاربر فعال

Joined: Mar 22, 2008
Posts: 201




Location: poshte derakhte kaj
247204.50 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: يكشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1389 21:53:45 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

...
ای وازه بی معنی رویای بی تعبیر
اغازترین پایان ازاد ترین تقدیر
از قلب تو می روید نبض غزلی تازه
پنهان شده ای در من گمنام پر اوازه
تو سایه خورشیدی تو بوسه ای در بحران
تو زمزمه ای ارام مهتاب تر از باران
ارامش طوفانی می سازی و ویرانم
رسوای راز الود می پوشی و عریانم
من حادثه بر دوشم من عشق نمی دانم
در هیچ تمام کن تا زنده شود جانم...

..........
یه دفتر حرف..

من یه دفتر دارم .هر روز به رسم عشق چند خطی در اون می نویسم . اما روز بعد اونا رو پاک می کنم...
چندی می گذرد . دفترم باز هم تنهاست . وقتی اون رو باز کردم چیزی درونش ندیدم جز اخرین خط دیروزم که باید امروز پاکش می کردم ...
دستم می لرزه. قلبم محکم می زنه. نمی دونستم می تونم یا نه ؟!
یاد دیروزم افتادم . چقدر سخت بود پاک کردنش . اما پاکش کردم . مثل الان ...
(( دوستت دارم )) حالا پاک شد . سینه ام تیر می کشد ... باز هم نیمه ای از قلبم را پاک کردم...
..........
اسوده باش خاطره ی من ... تو تنها نمی مانی...

Back to top
View user's profile Send private message
Ramin_Ghn
مدیر انجمن
مدیر انجمن

Joined: May 07, 2007
Posts: 486




Location: تبریز
929423.18 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 17 ارديبهشت ماه ، 1389 00:12:37 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

خدای من



گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...
گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت
...

Back to top
View user's profile Send private message Visit poster's website
Ramin_Ghn
مدیر انجمن
مدیر انجمن

Joined: May 07, 2007
Posts: 486




Location: تبریز
929423.18 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 17 ارديبهشت ماه ، 1389 00:21:08 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

در خواستی از خدا
I Asked God
I asked God to make my handicapped child whole.
God said, No.
His spirit is whole,
his body is only temporary.
از او در خواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد
گفت لازم نیست ، روحش سالم است ، جسم هم که موقت است .
I asked God to grant me patience.
God said, No.
it isn't granted, it is learned.
از او خواستم لااقل به من صبر عطا کن
فرمود صبر ، حاصل سختی و رنج است
عطا کردنی نیست ، آموختنی است.
I asked God to give me happiness.
God said, No.
I give you blessings.
Happiness is up to you

گفتم مرا خوشبخت کن
فرمود نعمت از من خوشبخت شدن از تو.
I asked God to spare me pain.
God said, No.
Suffering draws you apart from worldly cares and brings
you closer to me
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند
فرمود رنج از دلبستگی های دنیای جدا و به من نزدیکترت می کند.
I asked God to make my spirit grow.
God said, No.
You must grow on your own,
but I will prune you to make you fruitful.
از او در خواست کردم روحم را رشد دهد
فرمود نه تو خودت باید رشد کنی من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی .
I asked God for all things that I might enjoy life.
God said, No.
I will give you life,
so that you may enjoy all things
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم
فرمود برای این کار من به تو زندگی دادم.
I ask God to help me love others, as much as He loves me.
God said...Ahhhh, finally you have the idea
از خدا خواستم کمکم کند همانقدر که مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارد
خدا گفت آه بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد

Back to top
View user's profile Send private message Visit poster's website
alnz
کاربر نمونه
کاربر نمونه

Joined: Feb 28, 2008
Posts: 968




Location: خراسان رضوي
1396165.04 امتیاز

Items

Status: Offline

PostPosted: جمعه، 17 ارديبهشت ماه ، 1389 23:09:29 Reply with quote Go to Top of PageScroll Up to Previous postScroll Down to Next postGo to last Post of Page

صنم خانوم كه ديگه اينجا نه نقاشي مي زارن و نه نوشته هاي با نمكشون رو ؛ گفتم يه تكوني به اينجا بدم شايد خجالت كشيدن !!!



اندر احوالاتِ شورای روستای «دونقطه‌دی آباد»!..این داستان: مجسمه‌ها


راويان اخبار اينگونه آورده‌اند كه روزی شوراييان در محل شورا در حال شور و مشورت بودند كه جماعتی نقابدار از در و ديوار مثل مور و ملخ وارد شورا شدند. مورخان گويند كه اين جماعت نقابدار جزو راهزنان و سارقان زحمتكش و شب‌زنده‌دار روستا بودند و برای رسيدن به اهدافشان از هيچ تلاشی فروگذار نبودند و از هر ديواری بالا می‌رفتند! آورده‌اند كه رييس راهزنان كه نامش «جومونگ» بود رو به رييس شورا كه همان ميرزا چمقلی‌خان بود كرد و گفت: «ما به اينجا آمده‌ايم تا با زبان خوش تنديس‌ها و مجسمه‌های روستا را ببريم و هيچكسی به اندازه‌ی ما قدر اين آثار هنری را نمی‌داند و ما می‌خواهيم مبلغی را برای خريدن اين آثار پيشنهاد دهيم!». آورده‌اند كه شوراييان يكصدا گفتند: «اين آثار خيلی گران هستند و شما بايد كرور كرور سكه و اشرفی برايشان پرداخت كنيد!» جومونگ نيز با عصبانيت گفت: «مگر شما برای اين مجسمه‌ها پول به سازنده‌اش داده‌ايد كه حالا از ما پول كلان می‌خواهيد!؟» و سپس اضافه كرد:
«يك عباسی آورديم، تنديس‌هاتون رو برديم!»
و شوراييان نيز جواب دادند:
«يك عباسی ارزونيتون، تنديس نميديم بهتون!»
جومونگ كمی پيشنهادش را بالاتر برد و گفت:
«يك عباسی، كاسه مسی آورديم تنديس‌هاتون رو برديم!»
شوراييان يكصدا گفتند:
«يك عباسی، كاسه مسی ارزونيتون، تنديس نميديم بهتون!»
جومونگ آخرين پيشنهادش را داد و گفت:
«يك عباسی، كاسه مسی، ليونل مسی آورديم تنديس‌هاتون رو برديم!!»
گويند شوراييان وقتی نام ليونل مسی را شنيدند كمی نرم شده بودند كه ميرزا چمقلی با تته‌پته گفت:
«يك عباسی، كاسه مسی، ليونل مسی ارزونيتون، تنديس نميديم بهتون! به شرطها و شروطها و پول و ارز!»
آورده‌اند كه جومونگ اشارتی به همكارانش كرد و با عصبانيت آنجا را ترك نمود و در آخرين لحظه گفت: «شما گفتمان حاليتان نمی‌شود و هرچه ديديد از چشم خودتان ديديد!» گويند كه فردای آن روز تمام مجسمه‌ها و تنديس‌های روستا به طرفةالعينی نامرئی و دزديده شدند و چنين آورده‌اند كه:
درون روستا دگر نمانده بود تنديس
و به قولی بچه رفته بود و جايش خيس!
برج آزادی دگر نبود و جايش ميخ!
برج ميلاد را هم كنده بودند از بيخ!
تمام ميادين و پارك‌ها بی مجسمه شد
و دزديده شدن آنها ذكر همه شد
يكی گفت كار «ديويد كاپرفيلد» است!
يكی هم گفت كار معتادين پليد است
گويند كه شورا ستاد بحران تشكيل داد و به اتفاق آرا جومونگ را مسبب دزديده شدن مجسمه‌ها دانستند و با خودشان گفتند كه ای‌كاش پيشنهادش را قبول می‌كرديم تا لااقل دوزار پول به دست می‌آورديم!
يكی گفت كه قضيه را كنيم ماستمالی!
و افكار عمومی را نماييم دستمالی!
يكی گفت كه مجسمه ديد را می‌كند كور!
همان بهتر كه از ميادين بماند دور!
يكی گفت كه هنر فقط مجسمه نيست!
برای زيباسازی همان فواره كافيست!
يكی گفت «ميكل آنژ» ديوانه بود!
تو دستش همش جام و پيمانه بود!
يكی گفت كه تنديس غير اخلاقی است!
و تاثير آن بر عوام باقی است!
يكی گفت مجسمه هست غيربهداشتی!
به جومونگ بگوييد دمت‌گرم! گل كاشتی!
خلاصه شورا بدين نتيجه رسيد كه اصلا مجسمه‌ها چيز خوبی نيستند و همان بهتر كه از سطح روستا جمع گردند تا فضای روستا بازتر شود! گويند پس از اين جلسه‌ی پُربار تمامی اعضا با دلواپسی فرياد برآوردند كه:
اوهووووی اصغر!
حواست به اون پايه‌های ترن‌هوايی باشه كه دزد نبره!


__________________
به خاطر گرونی سکه , بانک مرکزی کارت های *افرین* ؛ *صد افرین* و *هراز و سیصد افرین* عزیز خوب و نازنین رو چاپ کرد ... !
Back to top
View user's profile Send private message Yahoo Messenger
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    ...::: Ir-Micro.Com :::... Forum Index -> گفتگوی آزاد All times are GMT + 3.5 Hours
Goto page Previous  1, 2, 3 ... 19, 20, 21 ... 23, 24, 25  Next
Page 20 of 25
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum

 
 Jump to:   

Related topics
 Topics   Replies   Author   Views   Last Post 
No new posts کاربرانی که با دانلود کردن فایلها از سایت مشکل دارند بخوانند 92 Hamed 121794 چهارشنبه، 15 شهريور ماه ، 1391 12:01:25
mohamad_mousavi69 View latest post
No new posts نحوی نمونه برداری از آمپر ac بدون استفاده از ct 8 monjezy 16483 شنبه، 20 اسفند ماه ، 1390 22:55:17
exact-zero View latest post
No new posts مشكل استفاده از وقفه خارجي 41 arvinfx 41371 جمعه، 6 فروردين ماه ، 1389 15:55:00
Morteza_rk View latest post
 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

Ported to Platinum 7.6.b.4 V2 by sadeghkhafan

فروشگاه تخصصی برق و الکترونیک ایران میکرو
www.iran-micro.com
PHP-Nuke Copyright © 2005 by Francisco Burzi. This is free software, and you may redistribute it under the GPL.
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2 Persian

مدت زمان ایجاد صفحه : 7.54 ثانیه